94
تأليف: جواد على
ترجمه و تحقيق: اصغر قائدان
مكۀ مكرمه و پيشينۀ آن
- 2
مكه داراى جامعهاى شهرى و با ثبات بود. ساكنان آن بيشتر شهرنشين بودند، البته نه شهرنشين به معنا و مفهومى كه امروزه از آن برداشت مىكنيم؛ زيرا زندگى در آن بر اساس عصبيت قبيلهاى شكل گرفته بود. شهر به چند شعب يا درّه تقسيم گشته و هر درّه خود اجتماعى مستقل محسوب مىشد و خاندانى در آن حكومت مىراند. اين خاندانها نيز، براى دستيابى به مقام و قدرت، همواره با ديگران به نبرد و درگيرى مشغول بودند. 1به رغم آن كه اسلام با اين ارزشهاى جاهلى مبارزه كرد ولى تا امروز نيز در بين اعراب، نه فقط در مكه، بلكه در تمامى جهان عرب، همواره حاكم است. نزاع بين بنى هاشم و بنى اميه براى تسلط و رياست بر مكه و سپس بر خلافت اسلامى، مردم مسلمان را همانند مردم دوران جاهليت مورد اذيت و آزار قرار مىداد 2و نزاع بين خاندانهاى ديگر براى رياست و زعامت نيز همينگونه بود.
در هر زمان، بعضى از رؤسا و بزرگان، به حكومت مكه رسيده و خود را پادشاه آن مىخواندند، آنان تمايل داشتند تا تاجى همانند تاج پادشاهان بر سر گذارند ولى موفق نمىشدند. حتى ذكر شده است كه