138نام محمد شهرت داده بود وارد مكه شد.
زندگانى او از اين قرار است كه وى در سال 1805 در ايتاليا به سربازى فراخوانده شد، اما او از سربازى فرار نمود ولى دستگير و مجدداً به سربازى عودت داده شد، در اين هنگام او بهمراه تعدادى از سربازان به آلبانى گريخت و نزد يكى از پاشاهاى ترك به خدمت پرداخت، و سپس مسلمان گرديد و به استانبول عزيمت نمود، او پس از مدتى در سال 1809 به قاهره رفت و در گروهان پاسداران آلبانى به خدمت مشغول شد و پس از مدتى به عنوان سرجوخه در گارد ويژۀ خديوى محمد على پاشا به خدمت پرداخت و در اين وظيفه بود كه بهمراه ارتش خديوى به سركوبى شورش مماليك در مصر عليا پرداخت، و پس از پيروزى در اين حادثه گروهان او در مطريه اتراق نمود تا خود را براى حمله به وهابيان شورشى در عربستان آماده كند، حملهاى كه قرار بود به سركردگى طوسون پاشا فرزند محمد على پاشا انجام گيرد. از اين رو پس از آمادگى لشكر، سربازان در سال 1811 م. با كشتى از دريا گذشته و خود را به بندر ينبع رسانيد و پس از يك جنگ كه جيوفانى ( \ محمد) در آن نيز شركت فعلى داشت، نيروهاى دشمن شكست خورده و ارتش، شهر ينبع را به تصرف خود درآورد، ليكن در اين هنگام فيناتى به مرض روماتيسم مبتلا گرديد، از اين رو به قاهره عودت داده شد، و او چند سال در آنجا مقيم بود تا اين كه اخبار پيروزيهاى محمد على پاشا بر عليه وهابىها به گوش او رسيد و آنگاه وى به همراه نيروى آلبانيايى كه براى كمك به ارتش مصر تشكيل شده بود در سال 1814 م. مجدداً عازم عربستان گرديد. وى در اين سفر در محاصرۀ شهر قنفذه و فتح آن شركت داشت ليكن در حملهاى كه وهابيان براى بازپسگيرى شهر نمودند، او مجروح شد و با تمارض از سربازى گريخته و خود را به مكه رسانيد و در آنجا اعمال حج را انجام داد و به تفصيل دربارۀ آن، در سفرنامۀ خود سخن گفته است.
او مىگويد:
فرار موفقيتآميزم از جنگ و سربازى مرا در وضعيت روحى بخصوصى قرار داد كه سبب گرديد مسائل عاطفى و روحى را درك كنم از اين رو هنگامى كه وارد شهر مكه شدم احساس ويژهاى به من دست داد، اين شهر با اين كه بزرگ نبود و از زيبايى بهرهاى نداشت ليكن در آن چيزى بود كه نفس و روح انسان را به تعجب و حيرت وامىداشت، بويژه در