101شهر كوچك بودند، نداشتند و در حقيقت ثروت، همان قدرت و سلطه بود، از اين رو دشمنان ايشان از يك خاندان و بالطبع از يك ريشه و نيز قوىتر و نافذتر بوده و سلطۀ آنان در مكه و حجاز سابقهاى طولانى داشت.
بدين روى، قدرت و استحكام اين خاندان و يارانشان و كسانى كه پيرامون آنان بودند، بر قدرتى كه بنى هاشم با وجود اشراف بر بيت الحرام و رؤسا و روحانيون آن زمان داشتند، قوىتر بود.
سفيران قريش، براى مكه ثروت و تجارت فراهم مىكردند، آنان از روم طلاها و از ايران نقرهها به سوى اين شهر سرازير مىكردند. روميان نزد اعراب به دينارهاى طلاى مضروب و ايرانيان به درهمهاى نقرۀ مضروب خود مشهور بودند. مردم سرزمين شام و مصر به «مردم طلا» و مردم عراق به «مردم سكه» يا «نقره» معروف بودند.
هدف يك تاجر در زندگى خويش، جمع دينارها، كسب طلا وانباشتن آنها بود وطلا، ثروت وسرمايه در اين اجتماع با مقام و مكانت برابر بود.
تجّار مكه در تعيين نرخ و ارزش دينارها و درهمها استاد بودند چون در ميان سكّهها، سكّههاى تقلّبى و ساختگى يا ناقص و معيوب يافت مىشد. تاجران مكه همانند ساير تجّار آن عصر، هنگام عبور از اين شهر به آزمايش دينارها و درهمهاى خود و بررسى وزن آنها مىپرداختند.
به علّت كمى پولهاى نقد در جهان، قيمت آنها در معاملات، بسيار بالا بود و مالك دويست دينار در جزيرة العرب جزو بزرگان ثروتمند محسوب مىشد.
ارزش سرمايۀ قريش در كاروانى كه رياست آن را ابوسفيان در دست داشت و باعث انجام نبرد بدر شد، به پنجاه هزار دينار مىرسيد و از كاروانهاى بزرگ مكه محسوب مىگشت. اموال آن را بر 2500 شتر حمل كرده و تعدادى از راهنمايان و محافظين كه بين يكصد تا سيصد مرد گفته شده، آن را همراهى مىكردند كه بن اين تعداد نيز افراد ديگرى را كه هنگام نياز به مقاومت در مقابل راهزنان و بردگان به آنان مىپيوستند بايد افزود. 1اگر ما گفتۀ اخباريان مبنى بر اين كه اشراف مكه و ثروتمندان آن در اين كاروانهاى بزرگ فصلى سهيم بودند را بپذيريم، قدرت و توان مالى آنان را نسبت به ساير مردم مكه و حجاز بلكه تمامى