47علامۀ حلّى (م647 - 726 ه. ق.) در كتاب «قواعد الاحكام فى مسائل الحلال و الحرام» فرمايد: «از جمله مستحبات طواف، استلام حجرالاسود مىباشد.» 1از مراجعه به آراء فقهاى پيشين، اين مطلب روشن مىگردد كه اصل استلام حجر، از مسلّمات است و آنچه مورد بحث و گفتگو است، كيفيت استلام است.
نظر فقهاى اهل سنت
در موسوعة الفقهيه آمده است: «تمام فقهاى اهل سنت بر استحباب استلام حجرالاسود با دست، و بوسيدن آن، اتفاق كردهاند، 2ليكن در كيفيت و چگونگى استلام، بين مذاهب فقهى اهل سنت اختلاف است.
در مذهب حنفيّه، «مستحب» ؛ عبارت است از دست گذاشتن و بوسيدن دست، و گويند سجده بر حجر جايز نيست. و اين استحباب، در تمام شوطها است. حنفيّه معتقدند: در صورتيكه امكان مسحِ يد نباشد، مستحب است استقبال حجر و گفتن «اللّٰه اكبر» ، «الحمد للّٰه» و «صلوات بر نبى - ص -» 3عقيدۀ مالكيان بر آن است كه: استحباب عبارت است از بوسيدن حجرالاسود در اوّلِ طواف و با عدم امكان، مستحب مسحِ با دست است و اگر آن نيز ممكن نشد، مستحب مسح با عود (عصا) 4است.
شافعىها گويند: در اينجا مستحب عبارت است از مسح حجر و بوسيدن آن و با ممكن نبودن آن، مستحب اشاره با دست به حجرالاسود است. 5حنبلىها مستحب را مسح حجرالاسود و بوسيدن آن مىدانند و مىگويند: اگر امكان آن نبود، مستحب است استقبال حجر با صورت، و تكبير و تهليل و استلام با عصا. 6از مجموع اقوالى كه آورديم، اين مطلب به دست مىآيد كه اصل استحباب استلام حجرالاسود مورد اتفاق علماى اسلام است.
بررسى نظريۀ وجوب استلام
محقق حلّى گويد: «الندب خمسة عشر و استلام الحجر على الأصح» 7؛ «مستحبات طواف پانزدهتا است؛ از جمله استلام حجر است بنا بر قول صحيحتر.»