21
بر مستطيع است حج اين خانه
«و للّٰهعلى الناس. . .» چون در محيط اين خانه فقط نام خدا ظاهر و ارادۀ او حاكم است، براى خدا و بيدار شدن روح حق پرستى و زنده شدن وجدان عدالتخواهى و حكومت اين روح بر ساير غرائز وهواهاى انسان بر هر مستطيعى حج اين خانه واجب است، تا براى يكبار هم شده در تمام عمر هركس خود را از محيط غوغاى شهوات و خود پرستى و نفع جويى و اختلافات كه صداى پيامبران و نداى وجدان و دعوت خدا را دور و كم اثر نموده بيرون آيد و تغيير محيط دهد و هر كس كفر ورزيد و اين دعوت را نپذيرفت، بداند كه خداوند بى نياز است و اين بشر است كه در تقويت و حفظ بنيۀ مادى و معنوى خود و در هر چيز سراسر احتياج است.
«واذ بوأنا لابراهيم مكان البيت ان لا تشرك بى شيئاً،
وطهر بيتى للطائفين والقائمين والركّع السجود،
و أذّن في الناس بالحج يأتوك رجالا و على كل ضامر،
يأتين من كل فجٍ عميق،
ليشهدوا منافع لهم ويذكروا اسم اللّٰه فى ايام معلومات. . .» 1«آنگاه كه براى ابراهيم، پس از جستجو و تحير، مكان خانه را انتخاب نموديم (يابه وى نموديم) تا به من هيچگونه شرك روا ندارى،
و خانه من را براى طواف كننده و قائمين وركوع كنندگان سجده كننده، يكسر پاك سازى، و در ميان مردم به حج اعلام نما، پياده و سواره بر حيوان لاغر و از هر راه دور و عميقى به سوى تو مىآيند،
تا سودهاى خود را بنگرند و نام خداوند را در روزهاى معلوم به زبان آرند. . .»
از مضمون آيه چنين بر مىآيد كه ابراهيم خليل براى انتخاب نمودن و يافتن مكان ساختن خانۀ خدا، چندى در تكاپو بوده، كلمۀ «بَوَّأ» تحير و تكاپو و جستجو و در نتيجه انتخاب را مىرساند. بايد محيط و سر زمينى كه چنين مؤسسهاى در آن قرار مىگيرد، از همۀ خيالات و اوهام و سياستها و شهوات بشر دور و پاك باشد.
ابراهيم خليل در شهر بابل و سواحل خرم و آباد فرات و دجله پا به دنيا گذارد، اين شهر از مراكز ريشه دار تمدن دنيا بوده، در آن سدها معابد و هياكل و مدارس كهانت و ستاره شناسى برپا بود، در اين شهر كاهنان افسونگر و بتان جواهر پيكر و پادشاهان خود سر، هر