125شخص على بن الحسين - عليه السلام -؛ پس گفت حجاج كه او كان علم است، پس فرستاد به طلب او و آمد آن حضرت و خبر داد حجاج را به چيزى كه سبب منع الهى بود او را از بناى كعبه؛ پس حضرت به حجاج گفت: اى حجاج! قصد كردى به خراب كردن بناى ابراهيم و اسماعيل - عليهما السلام - و انداختى او را و به غارت دادى آن را، چنانچه دانستى كه آن خاك مِلْك تست، پس سوار شو به منبر و خبر ده و قسم ده به مردم كه نماند هيچ يك از آنها كه گرفته است از آن خاك چيزى را مگر آنكه باز آرد. پس سوار شد حجاج به منبر و خواند مردم را و قسم داد ايشان را كه نماند هيچ يك از آنها كه گرفتهاند خاك مذكور را نزد خود، مگر آن كه باز آرند همۀ آن را؛ پس آوردند همه خاك كعبه را، پس وقتى كه ديد همۀ خاك را على بن الحسين - عليهالسلام - براى بنا نهادن بنياد، و امر كرد به مردم كه بكنَنَد زمين را، پس پنهان شد آن مار از آنها، و كندند زمين را تا آنكه به جاىهاى قواعد بيت، پس گفت على بن الحسين - عليهالسلام - به مردم كه يك طرف شدن، پس نزديك شد آن حضرت به جاىهاى قواعد بيت، پوشيد آن را به پارچۀ خود و گريه كرد كه اين قواعد عظيمه به اين مرتبۀ كشف سررسيد به فعل ظالم عنيد، بازپوشيد آن مواضع را به خاك و به دست مبارك خود و طلبيد فعله و بنا را و فرمود بكنيد كار بناى كعبه را، پس كردند بنا را، وقتى كه بلند شد ديوار بيت اللّٰه، حكم كرد كه آن خاك جمع كرده را انداختند در آن لعاطه (كذا) براى همين گشت بيت اللّٰه بلند كه بالا مىروند به آن خانۀ مبارك به زينه 1پايه، چنانكه الحال آن زينه پايه از چوب است و روز فتح الباب مىگذارند آن را. 2چون خلافت و امارت به آل عباس رسيد، ابوجعفر منصور 3در طرف شمال حرم قدرى افزود و عمارت فرمود و ستونهاى رخام ترتيب كرد. بعد از او مهدى بن منصور مذكور دوبار حرم را زياده كرد؛ يكى در تاريخ صد و شصت از هجرت و ديگرى در تاريخ صد و شصت و نُه؛ و گويند كه مهدى، مسجد بر مسعىٰ بنا نهاد. و اين مهدى پدر هارون الرشيد است.
و چنين به صحت پيوسه كه كعبه مشرفه در يك جانب مسجد بود، چون مهدى مذكور عمارت بنياد كرد، از دور حرم خانهها خريد و در حرم افزود و به نوعى ساخت كه كعبه در ميان مسجد واقع شد. و اهل مناسك تواريخ ذكر كردهاند كه زيادتى مهدى آن است كه امروز به باب دارالندوه كه در پس مقام حنفى مشهور است. و مهدى در سال صد و شصت از هجرت بعد از