90مىستودند. 1تساهل نسبت به مسيحيان در دوران خسرو اوّل و هرمزد چهارم در ايران همزمان بود با سختگيرى ژوستى نين امپراتور روم نسبت به ديگر اديان و حتى فلاسفه و دانشمندان. ژوستى نين در سال 529م. آكادمى فلسفه و فرهنگ يونان را در آتن تعطيل كرد.
بسيارى از فلاسفه و متفكّرين به عنوان پناهنده به دربار ايران ساسانى آمدند. 2در اين دوران كه در واقع دوران تجديد حيات ايران (noitasilativer) 3بود. ترجمه از زبانهاى يونانى و نيز سانسكريت رواج تمام داشت. چنانكه مىدانيم برزو يا روزبه يا بزرگمهر كتاب كليله و دمنه را در همين روزگار به پهلوى ترجمه كرد. علاوه بر ترجمه بسيارى از كتب پهلوى كه برجاى مانده است در همين دوره تأليف شده است. چنانكه عدهاى معتقدند حتى نامه تنسر نيز متعلق به دوره انوشيروان است.
سلوك هرمزد با مسيحيان و سختگيرى او با اشراف و روحانيان موجب شد كه هيربدان؛ يعنى روحانيان زردشتى، نامهاى به هرمزد نوشتند و از او خواستند كه به ترسايان بتازد، هرمز نوشت: همچنانكه تخت پادشاهى ما تنها به دو پايۀ پيشين و بىدو پايۀ پسين باز نايستد، پادشاهى ما نيز با تباه ساختن ترسايان و پيروان كيشهاى ديگر به جز كيش ما، استوار و پايدار نباشد. پس دست از ترسايان كوتاه كنيد و بكارهاى نيك روى آوريد تا ترسايان و پيروان كيشهاى ديگر آن را ببينند و شما را بر آن بستايند و از جان، هواخواه كيش شما باشند. 4عدم رضايت اشراف و روحانيان و گسترش حملات از مرزهاى مختلف ايران، جنگ با تركان و روميان و سرانجام مرگ هرمزد باعث شد كه تحولات اجتماعى و اقتصادى كه تجديد حيات ايران نام گرفته است فرو ريزد. پس از آن دهقانان نيز، اهميت خود را از ديد حاكميت از دست دادند. گرچه پايگاه اجتماعى و سياسى آنان در نظام حكومتى تا حمله اعراب مسلمان باقى ماند. ليكن آنان به دليل عدم رضايت از دربار، همكارى روشن و مؤثرى با اعراب فاتح داشتند.
در جستجوى پسر انسان
باب برزويۀ طبيب به روشنى نشان مىدهد كه در روزگار انوشيروان افرادى همان برزويه و يا حتى بزرگمهر دچار چه دغدغه و بحرانهايى بودند. برزويه سرنوشتى مثل سلمان