47طاغوت درون (نفس اماره) خطرناكترين طاغوتهاست «ان النفس لأمارة بالسوء الا ما رحم ربى» 1پس چون وارد منا مىشود اوّلين عملى كه بايد انجام دهد، رمى جمرۀ عقبه است كه شايد اشاره به طاغوت بزرگ؛ يعنى نفس اماره باشد، رمى جمرۀ عقبه؛ يعنى طرد نفس اماره، يعنى پايمال كردن هوا وهوس؛ «وارم الشهوات والخساسة والدنائة والذميمة عند رمى الجمرات.» 2آنگاه اگر با رمى جمرۀ عقبه پاى بر نفس اماره گذارد، قدم بعدى، مقام وصل ولقاء است؛ زيرا ميان بنده و خدا يك قدم بيش فاصله نيست، اگر بنده از هوا و هوس گذشت واين گام بلند را طى كرد گام بعدى گام عزم به سوى مقام لقاست. حاجيان در آن روزها كه در وادى منا، رحل اقامت افكندهاند بايد كه رمى جمرات سهگانه كنند واين يعنى طرد طاغوت درون (نفس اماره) طاغوت برون از شياطين جنى (ابليس و اعوان او) وشياطين انسى (دشمنان دين وانسانيت) ، از اينرو رمى جمراتِ ثلاث، طرد همۀ طاغوتها واعلام جنگ وستيز بىپايان با آنهاست.
10 - ذبح قربانى؛ قربانى سنتى است كه تنها از تقوا پيشگان، پذيرفته مىشود «اذ قرّبا قرباناً فتقبل من أحدهما و لم يتقبل من الآخر» 3و آن رمز گذشت و فداكارى در راه محبوب و رمز محبت و عشق است؛ چراكه به گاه قربانى نمودن، حاجى سالك حنجرۀ هواى خويش و طمعش به مردمان را پاره مىكند؛ «و اذبح حنجرتَى الهوى و الطمع عند الذبيحة.» 4قربانى در منا زنده كردن خاطرۀ بزرگ حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل - عليهما السلام - نيز هست، آنگاه كه از سوى محبوب خطاب به ابراهيم - ع - امر آمد كه جوانت را در منا ذبح كن و آن حضرت امر محبوب را به فرزندش حضرت اسماعيل - عليه السلام - گوشزد كرد و او با كمال رغبت پذيرفت؛ «يا ابت افعل ما تؤمر» 5و هر دو با كمال شوق و عشق، تا سر حد ذبح جلو رفتند، و آنگاه از سوى محبوب ندا آمد كه از امتحان پيروز بدر آمديد؛ «قد صدّقت الرؤيا.» 6
11 - حَلْق يا تقصير؛ تراشيدن سر يا اصلاح سر و صورت؛ يعنى تراشيدن باقىماندۀ كدورتها، رذالتها و اصلاح دل از زنگار منيّتها و خوديّتها؛ زيرا سالك هرچه خودسازى كند، باز بايد بداند كه ريشههاى رذالت تا عمق جان وى را فرا گرفته است. از اينرو، پس از تراشيدن سر يا اصلاح سر و صورت، كه رمز ريشهكن كردن صفات رذيله است، اگر حاجى سالك از منزل تخليه نگذشته باشد بايد بداند كه در اين امتحان الهى پيروز نگشته است، گرچه رفع تكليف از