68جريب زمين درهم بدهد و او و سپاهش از كشتن و جنگ با مردم دست بردارند. 1البته بلاذرى نوشته است دهقان مهروذ پيشنهاد كرد به ازاى هر جريب زمين مقدارى درهم بدهد. 2بلاذرى در ذيل نبرد جلولاء از برخى دهقانان نام مىبرد كه اسلام را پذيرفتند. مثل:
جميل بن بصبهرى، دهقان فلاسيج و نهرين، بسطام بن نرسى دهقان بابل و خطرنيه و رفيل دهقان عال و فيروز دهقان نهرالملك و. . . 3نكته قابل ملاحظه واژه «مرزبان» است كه به مفهوم دهقان در متون بكار برده شده است. اين دو واژه ما را در شناخت واژه «اساوره» نيز كه برخى از منابع سلمان را از اساوره فارس خواندهاند، يارى مىكند. بلاذرى، در مسافرت يا در واقع كوچ اجبارى يزدگرد سوّم به كرمان از مرزبان كرمان سخن مىگويد كه يزدگرد را از قلمرو خود اخراج مىكند. همين مضمون را طبرى به دهقان كرمان نسبت مىدهد. پيداست مرزبان و دهقان مترادف بكار رفتهاند. 4چنانكه ماهويه هم دهقان مرو خوانده شده و هم مرزبان مرو، از واژه مرزبان درمىيابيم كه دهقانان به گونهاى مسؤوليت نظامى نيز داشتهاند و در واقع مسؤول تدارك و فرماندهى سواره نظام در منطقه خود بودهاند. بىدليل نيست كه سلمان هم در غزوه خندق و هم در شكست طائف به عنوان يك صاحبنظر و فرمانده نظامى هم طرح حفر خندق را مىريزد و اجرا مىكند و هم در شكست محاصره طائف، به دست خود منجنيق مىسازد.
اين نكته قابل توجه است كه ماركوارت اساوره را همان واسپورگان، يا هفت خاندان معروف دوران ساسانى مىداند و معتقد است اصفهان مقر اصلى اساوره بوده است. امّا در ادامه بحث، اساوره موردنظر او با دهقانان دقيقاً مفهوم مشابهى پيدا مىكند، ماسينيون گمان مىكند اساوره با دهقانان متفاوت بودهاند، «يزدگرد 300 نفر از اسپهان را كه 70 تن آنان از معروفترين مردان بودند به اصطخر و شوش نزد ابوموسى فرستاد. تا قرارداد تسليم را امضا كنند و اسلام پذيرفته شود. اين اساوره از نجباى عادى نبودهاند بلكه جزء واسپورگان محسوب مىشدند. 5تناسب مفهوم اساور، دهقانان و مرزبانان و شكلگيرى اين طبقه اجتماعى ممتاز، به نحو شاخص در دوران انوشيروان، اين واقعيت را نشان مىدهد يا حداقل نشانۀ خوبى است كه تولد سلمان نمىتواند پيش از حكومت انوشيروان؛ يعنى قبل از سال 531 م.
باشد. از طرف ديگر چون پدر او به عنوان دهقان جى شناخته مىشود و او نيز در نوجوانى يا