67نيز نژاد سلمان را به منوچهر رساندهاند.
تعبيرى كه سمعانى در ذيل دهقان دارد، شبيه تعبير مجمل التواريخ است.
سمعانى نيز دهقان را به عنوان رئيس و بزرگ ده كه صاحب ضياع و عقار و باغ بوده است مىداند. 1ابن منظور دهقان را به مفهوم تاجر بكار برده است، 2كه نشانه ديگرى است كه دهقانان از لحاظ مالى گروه برخوردار و صاحب مكنتى بودهاند.
دهقانان تنها موقعيت مالى نداشتند. آنان در واقع نماينده اقتصادى دولت در منطقه خود بودند. به تعبير كريستن سن: «دهقانان به منزلۀ چرخهاى ضرورى دولت بودهاند. . . از جهت اين كه بنيان استوار كشور و تار و پود دولت محسوب مىشدهاند. آنان را بايد داراى اهميت فوقالعادهاى دانست. 3ابونواس در شعرى به دهقان اشاره مىكند. شعر نيز تلميحى به موقعيت ممتاز دهقانان دارد: خطبنا من الدهقان بعض نباته فزوجّنا منهن فى خدرء الكبرى 4
در شرح اين بيت، شارح دهقان را تاجر شراب معنى كرده است! نكته قابل توجه ديگر اين است كه در گروهى از روايات، تدهقن در برابر تذلّل و به مفهوم سرفرازى و يا بزرگنمايى بكار رفته است. 5بعد ديگر شخصيت و منش دهقانان همان نمايندگى آنان از طرف حكومت و رياست آنان بر منطقه خود بوده است؛ چنانكه در فتوحالبلدان و اخبار الطوال و تاريخ طبرى و تاريخ بخارا مكرر به نام دهقانانى برمىخوريم كه رياست منطقه خود را برعهده داشتهاند و به لحاظ تسلط بر امور مالى و مالياتى، مسلمانان فاتح، همواره الزام داشتهاند از آنان استفاده كنند. البته اين نكته بسيار مهم است كه دهقانان در فتح ايران توسط مسلمانان نقش اساسى و مؤثرى داشتهاند. از متن طبرى چنين استنباط مىشود كه دهقانان نواحى بزرگ و مهم توسط پادشاه انتخاب و منصوب مىشدهاند.
گويى در فتح مناطق مختلف ايران؛ بويژه مناطقى بدون جنگ، تسليم مسلمانان مىشد. طرف گفتگوى مسلمانان دهقانان بودهاند؛ به عنوان مثال در ذكر واقعه جلولاء، طبرى نوشته است: قعقاع بن عمرو در رأس دوازده هزار نفر از مسلمانان وقتى به بابل مهروذ 6رسيدند، دهقان بابل با قعقاع بن عمرو مصالحه مىكند كه به قدر پوشش يك