114فرامىگيرد، چنانكه پيش از اين، دوبار چنين شده است. بنابراين تصميم گرفتند تا طاقها را بر روى ستونها بگذارند و سقفهاى چوبى را در بين طاقها قراردهند تا آتش بدان نرسد. در اين صورت - العياذباللّٰه - حتّى اگر سقفهاى چوبى آتش بگيرد، مسجد به تمامه خراب نخواهد شد بلكه طاقها همچنان سرپا مانده، تنها سقفهاى چوبى كه بر روى طاقها قرار گرفت خواهد سوخت، در اين صورت كار تعويض آنها آسان خواهد بود.
پس از آن، در اين كه قبّۀ مقدسه را با سقفهاى چوبى بپوشانند، اختلاف نظر پديدار شد. سرانجام تصميم بر آن شد تا بر روى قبۀ مرقد، قبۀ بزرگترى بسازند كه نقش غلاف آن را داشته باشد. پيش از آن تنها يك قبه بوده و قبۀ ديگرى روى آن وجود نداشت، اين عمل كار دشوارى بود؛ زيرا اگر بنا شود قبۀ بالايى، قبه زيرين را دربرگيرد، بايد بسيار بزرگ باشد در اين صورت خطر تَرَك و انهدام در آن وجود دارد. براى اين كار چهار حفرۀ بزرگ در چهار زاويۀ قبه ايجاد كردند، آنگاه ستونهايى به بلندى مأذنههاى برافراشته ساخته، آنها را با سنگ و گچ مستحكم كردند، سپس قبه را بر اين پايههاى چهارگانه قراردادند و بدين ترتيب قبۀ بزرگ و برافراشتهاى بنا نمودند.
پس از آن طاقها را بنا كردند، سقفهاى تزيين شده را بر روى آنها قرار دادند، كتيبهها را نگاشتند و در ديوارها از سنگ مرمر و سماق استفاده كردند. دربارۀ منبر نيز از اين كه با چوب باشد يا سنگ اختلاف شد، عاقبت از سنگ مرمر ساخته شد. پيش از آن، از چوب بوده كه برخى از شاهان يمن آن را ساخته بودند. و پيش از اين، سطح محراب مسجد از سطح قسمتهاى ديگر متفاوت بود؛ چرا كه مردم بر آن بودند تا زمين محراب را به همان صورت زمان رسول خدا - صلّى اللّٰه عليه و آله و سلم - حفظ كرده با بالاتر بودن ساير قسمتهاى مسجد و پايينتر بودن آن از يكديگر متمايز سازند. بنابراين، محراب از ديگر قسمتهاى روضه و مسجد پايينتر بود، و اين سبب انگيزش بحث فقهاى مدينه دربارۀ آن شده بود، آنها بر آن بودند كه بالا بودن مأمومين بر امام كراهت دارد، بطورى كه امام ابن فرحون مدنى رسالهاى در اين باره نوشته و كراهت آن را بيان كرد. ما اين مطلب را به خواجه يادآورى كرده و او را به تسطيح زمين مسجد واداشتيم.
پيش از اين براى زيارت قبر پيغمبر - صلّى اللّٰه عليه و آله - روبروى ميخ فضّهاى كه زير چراغ - قنديل - بود مىايستادند چنانكه براى زيارت ابوبكر روبروى ميخ دوم و براى