108بناى مسجد را نگاشته است. بهعلاوه در مقدمه و مؤخرۀ رسالۀ خود نيز مباحثى در توجيه جنبههاى دينى اين واقعه ارائه كرده است. وى نام رساله خود را «هداية التصديق الى حكاية الحريق» گذاشته است.
رسالۀ مزبور در چهار فصل تنظيم شده است:
فصل اول: در معناى اين سخن رسول خدا - صلى اللّٰه عليه و آله - كه فرمود:
«حجابهالنور، لو كشف لاحرقت سبحات وجهه ما انتهى اليه بصره.»
فصل دوم: در بيان شفقت رسول خدا - صلى اللّٰه عليه و آله - بر امتش.
فصل سوم: در تفصيل حكايت آتشسوزى تا بناى آن.
فصل چهارم: در نشانهها و آيات غريب كه در حين آتشسوزى و پس از آن، در عمارت رخ داده است.
آنچه كه ما در اينجا ترجمه كردهايم، فصل سوم رسالۀ اوست كه به عنوان نقل سخن شاهدان عينى در اصل آتشسوزى و نيز بناى عمارت از زبان خود او كه شاهد ماجرا و دخيل در كارها بوده، ارزش دارد.
فضلاللّٰه اين رساله را به عربى در همان زمان تحرير كرده و بعداً در شب جمعه بيستم ماه شوال سال 907 در شهرستان جى اصفهان نسخهاى از آن را نوشته است. نسخۀ مزبور عيناً به خط فضلاللّٰه، به كوشش آقاى ايرج افشار در «يادنامۀ ايرانى مينورسكى» چاپ شده و در همان يادنامه، متن حروفى آن را آقاى دانشپژوه چاپ كردهاند. متن حاضر ترجمۀ فصل سوم رساله است.
فضلاللّٰه در آغاز نام عالمانى را كه گزارش آتشسوزى را براى وى نقل كردهاند، ذكر نموده و پس از آن، به بيان ماوقع مىپردازد. افراد مزبور عبارتند از:
شيخ شمسالدين محمد بن ابىالفرج بن الشيخ زينالدين مراغى عثمانى مدنى كه فضلاللّٰه كتاب صحيح مسلم را بر وى خوانده است. قاضى صلاحالدين محمد مدنى كه امام جماعت مسجدالنبى - صلى اللّٰه عليه و آله - بوده است. قاضىالقضاة حنفيان در مدينه شيخ سخاوى فقيه و اديب و قاضىالقضاة مالكيان در مدينه. عبدالقادر حسينى حنبلى قاضىالقضاة حنابله در مدينه. شمسالدين محمد بجاوى. شيخ مسعود مغربى. شيخ عثمان طرابلسى.
جلالالدين محمد بخارى معروف به ابن حلال. شيخ محمد بن تقى. سيد شريف عبدالرحمن