55نمونه اوّل - نامهاى است كه آن حضرت به معاويه مرقوم داشتند كه در آن شمهاى از فضائل اهل بيت را بازگو كردهاند.
حضرت در اين نامه ابتدا خود را چنين معرفى مىكنند: «نحن صنايع ربنا و الناس و بعد صنايع لنا» (ابن ابىالحديد در رابطه با اين جمله بيان تندى دارد، او مىگويد: نحن عبيداللّٰه والناس عبيد لنا) .
آنگاه مىفرمايد: بسيارى در جبههها كشته مىشوند ولى كشتۀ ما، «سيد الشهدا» لقب مىگيرد. عدۀ زيادى در معركۀ جنگ دستشان جدا مىشود، ولى دست از پيكر جدا شده از خانوادۀ ما، به مقام «الطيار فى الجنة» و «ذوالجناحين» مىرسد.
رحامت و اطاعت از پيامبر دو عامل تثبيت خلافت
در پاياننامه مىفرمايد: «فإسلامُنا قد سُمع و جاهليتنا لاتُدفَع و كتابُ اللّٰهَ يجمع لنا ما شَذَّ عَنٰا» ؛ يعنى «سوابق و لواحق ما روشن است و آيات قرآن وضع پراكندۀ ما را جمع كرد» ؛ نظير آيۀ «و أولو الأرحام بعضهم أولى ببعض فى كتاب اللّٰه.» 1و «ان اولى الناس بابراهيم للذين اتبعوه و هذا النبى والذين آمنوا» طبق اين دو آيه اگر امامت و خلافت بر مبناى قرابت باشد به ما مىرسد، و اگر بر مبناى اطاعت و پيروى باشد، باز به ما مىرسد. و ما از هر دو جهت به پيامبر نزديكتريم (فنحن مرة أَوْلىٰ بالقرابة و تارة أَوْلىٰ بالطاعة) .
بنابر اين مطابق آيه اوّل، ما به پيامبر نزديكيم و شما دور، و برابر آيۀ دوم ما مطيعيم و شما عاصى.