45مىنمود؟ !
بعيد است كه چنين احتجاجى صورت پذيرفته باشد؛ زيرا بخوبى روشن است كه آن حضرت سابق بر موسى و عيسىٰ بوده و قرنها پيشتر از آن دو پيامبر - عليهماالسلام - مىزيسته است، پس چگونه ممكن است از آئينى كه هنوز نيامده، پيروى كند؟ !
قبل از شروع، پيرامون محور احتجاج اهل كتاب، بايد دانست كه احتجاج آنها، دربارۀ دين و شريعت خاصّ حضرت ابراهيم - عليهالسلام - بود، نه در مورد اصل نبوت يا رسالت و مجاهدت. و همچنين بايد بدانيم كه وقتى آنها مىگفتند «ابراهيم دين ما را داشت» ؛ يعنى دين ما تداوم راه ابراهيم است و ما وارثان آن حضرتيم؛ زيرا چنانكه گذشت، اين معقول نيست كه كسى بگويد: ابراهيم كه قرنها، قبل از نزول تورات و انجيل بوده، برابر آن دو كتاب كه بعد از آن حضرت تشريع شده، عمل مىكرده و عامل به آن دو بوده است! گرچه بعيد به نظر نمىرسد كه بگوييم: آن حضرت عالم به شريعت بعدى بوده و از آن آگاهى داشته است.
نظر علاّمه - رضوان اللّٰه عليه -
بيان مرحوم استاد علامۀ طباطبايى را مىتوان در چند بخش خلاصه كرد:
1 - آن كه اين مناظره درون گروهى بوده و بين يهود و نصارىٰ صورت پذيرفته است.
2 - آنها دو گونه محاجّه و مناظره داشتهاند: