75جديدى بودند و به همين دليل حضور عينىترى در صحنۀ تحولات دورۀ بعثت و هجرت داشتند. هراس مشركان و نيز منافقان از نزول آياتى در بارۀ آنها كه پس از نزول در دسترس همه قرار مىگرفت، 1از ديگر نتايج نزول تدريجى بود. اين خود مانعى در برابر اقدامات منافقان و گاه مشركان بود.
قرآن در برابر جمود فكرى جاهلى
جامعۀ جاهلى جزيرةالعرب، جامعهاى بسته و گرفتار ركود و جمود بود. جامعهاى بود كه نشان از فرهنگ و انديشه نداشته و جز آداب و عادات، هيچ نوع ابزار تربيتى فكرى از قبيل مدرسه و كتابخانه نداشت. جامعۀ جاهلى حيات خود را مديون تقليد از گذشتگان بود. از پل تقليد بود كه همۀ ارزشهاى نسل گذشته به نسل جديد مىرسيد و همين تعلق آنها به گذشته، دليل بر حقانيت آنها بود. اين جمود بر گذشته، مانع عمدهاى بر سر راه رشد و تعالى آنان به حساب مىآمد. آنان دگرگونى را نمىپذيرفتند و اين عين جمود بود.
يكى از سدهاى موجود در جامعۀ جاهلى جزيرةالعرب كه مانع بزرگى براى رشد فكرى آنان محسوب مىشد «حس نگرى» اعراب و فقدان «انديشۀ عقلى» در ميان آنان بود. اعراب تنها آنچه را به چشم سر مىديدند مىپذيرفتند و از حقايقى كه با ديدۀ عقل قابل درك و ديدن است محروم بودند. به همين دليل بود كه عقايد توحيدى پدرشان ابراهيم - ع - را به كنارى نهاده و بندگى مشتى چوب و سنگ را كه خود ساخته بودند، پذيرفتند.
دكتر جواد على با توجه به اين نگرش مادى در ميان آنان، تحول آنان را از اعتقاد به توحيد به عبوديت و بندگى، بتهاى ملموس و محسوس توجيه مىكند. 2قرآن كوشيد تا بينش حسى آنها را در سطحى فراتر برده زمينههاى تعقّل و تفكر را در ميانشان ايجاد كند و بدين ترتيب آنان را با