169مىسپارد. در ميان منقولاتش سخن از «رخ» 1و «هيولا» و ديگر افسانهها مىرود و نشان مىدهد كه چقدر ابن بطوطه متأثر از فرهنگ جوامعى كه در ميان آنها زيسته، بوده است. با اين همه، مهمترين ويژگى ابن بطوطه كنجكاوى حيرتانگيز و عطش كاهش ناپذير دانستن است. حوادثى كه بر او رفت؛ اسارتها، گرسنگيها و بيماريها و هول جان مىتوانست هركس ديگرى را از ادامۀ سفر و پا نهادن به جاهاى ناشناخته باز دارد، اما ابن بطوطه همۀ خطرات را به جان مىخرد و هر ترسى بر شجاعت و جسارتش مىافزايد و حدود سى سال از زندگى خود را صرف ديدن روى زمين مىكند.
او مسلمانى سنى براساس معتقدات مذهب مالكى است، به امامان و بزرگان شيعه ارج مىدهد و به زيارت اماكن مقدسه مانند كربلا و نجف مىرود، ليكن همان ذهنيت رايج را دربارۀ شيعيان دارد و از آنان با عنوان «رافضى» ياد مىكند و حركات افراد نادان و جاهلى را معيار ارزيابى كليت اين مذهب قرار مىدهد. 2
ابن بطوطه همچنين دلبستگى خاصى به تصوف و صوفيان ابراز مىدارد. در رحلۀ خود از درويشان نامدار و كرامات آنان ياد مىكند و خود در هر شهرى به ديدار آنها مىشتابد و در خانقاهها و زاويههاى آنان اقامت مىگزيند و از دست پيران آنها خرقه مىگيرد. 3سفرنامه
او جهانگرد مسلمانى است كه بيشترين سرزمينها را پيموده است و آن چه را ديده يا شنيده، در رحلهاش ثبت كرده است.
به دليل آن كه يادداشتهاى سفر از ميان رفته بود و ابن جُزّى در تدوين و تحرير اين سفرنامه دست برده بود، طبيعتاً اشتباهات متعددى از