151ربيعالاول سال دهم هجرى كه هيجده ماهه و بنا به قولى شانزده ماهه بود، از دنيا رفت. در منابع حديثى متعدد نقل شده است: در دقايق آخر عمر وى و آنگاه كه در حال نزع بود، رسول خدا - ص - در كنار بسترش نشسته بود و در حالىكه اشگش بصورتش جارى مىگرديد چنين فرمود:
«تدمع العين و يحزن القلب و لانقول الاّ ما يرضى الرّب و انا بك يا ابراهيم لمحزونون» ؛ «قلبم اندوهناك و چشم گريان است و چيزى بجز رضاى حق نمىگويم اى ابراهيم اينك در فراقت شديداً اندوهناكيم.» 1
و در حديث ديگرى آمده است كه آن حضرت پس از آن كه فرمود:
«تدمع العين. . .» اين جمله را هم اضافه نمود: «و لو لا انّه وعد صادق و وعد جامع و ان الآخر لاحق بالاوّل لوجدنا عليك يا ابراهيم اشد من وجدنا و انابك لمحزونون» ؛ «اگر مرگ وعدۀ حق و همگانى نبود و اگر قرار نبود پسينيان به پيشينيان ملحق شوند، اندوه ما در فراقت، بيش از اين مىشد و در عين حال در فراقت شديداً اندوهناكيم.» 2
و باز در حديث ديگرى كه ابى داود متن آن را نقل نموده، چنين آمده است: «ففاضت عينا رسول اللّه - ص - فقال له سعد ما هذا؟ قال - ص - انّها رحمة وضعها اللّه فى قلوب من يشاء و انّما يرحم اللّه من عباده الرحماء» ؛ 3چون اشك پيامبر - ص - جارى شد، سعد عرض كرد: يا رسولاللّه اين گريه چرا؟ فرمود اين رحمت و عاطفه است كه خداوند در دل كسانى كه مىخواهد قرار مىدهد و خداوند از بندگان خويش بر آنها رحم مىكند كه در دلشان رحم باشد.»
عبدالرحمان بن حسان بن ثابت از مادرش سيرين نقل مىكند كه به هنگام مرگ ابراهيم من و خواهرم ماريه در كنارش بوديم با اينكه با ناله و شيون گريه مىكرديم اما از سوى رسول خدا - ص - مخالفت به عمل نمىآمد ولى پس از مرگ او از شيون و فرياد كردن نهى نمود. (كلّما صحت انا