150پس از تولد ابراهيم هر يك از همسران انصار درخواست نمودند كه رسول خدا وظيفۀ پرستارى و شير دادن به ابراهيم را بر وى محول نمايد و در اين مورد به همديگر سبقت مىجستند، بالأخره اين افتخار نصيب بانويى به نام امّ برده همسر ابوسيف گرديد. خانه ابويوسف كه شغل آهنگرى داشت در همان محلۀ بنىمازن و در نزديكى مشربۀ ام ابراهيم قرار گرفته بود و ام ابراهيم را به نزد ماريه در مشربه و به حضور رسول خدا - ص - در مدينه مىبرد و پس از ديدار آنان به خانهاش برمىگرداند و گاهى رسول خدا شخصاً براى ديدن فرزندش به خانۀ امّ برده مىرفت. 1محبت پيامبر نسبت به ابراهيم
انس بن مالك خدمتگزار رسول خدا - ص - مىگويد: «من نسبت به فرزند مهربانتر از رسول خدا كسى را نديدهام؛ زيرا به هنگامىكه ام برده ابراهيم را پرستارى مىنمود، گاهى رسول خدا - ص - با اين فاصلۀ دور، به خانه او مىرفت و ابراهيم را در بغل مىگرفت و او را مىبوسيد، سپس به دايهاش تحويل مىداد و يك روز كه رسول خدا - ص - باز قصد خانۀ امّ برده را داشت، من نيز به همراه او حركت كردم، چون به خانۀ ابويوسف رسيديم، ديدم خانۀ او پر از دود است. من به سرعت وارد خانه شدم واو را از ورود رسول خدا مطلع ساختم، او هم با عجله دست از كار كشيد و كوره آهنگرى را تعطيل نمود تا دود فضاى خانه، آن حضرت را آزرده نسازد ولى رسول خدا - ص - با همين وضع وارد گرديد و فرزندش را در بغل گرفت و به سينه چسبانيد.
گريۀ رسول خدا و ماريه در كنار بستر ابراهيم
ابراهيم در خانۀ امّ برده مريض شد و در روز سهشنبه يازدهم