125كردن براى تطبيق سالهاى قمرى و شمسى جور در نمىآيد. بخصوص اينكه پيشتر نقل كرديم كه طبق گفتۀ بعضى از لغت شناسان، واژۀ نسئ به نوعى افزايش و زيادت نيز دلالت دارد.
2 - اگر اسامى ماههاى قمرى را كه هم اكنون نيز مورد استعمال است، مورد توجه قرار بدهيم خواهيم ديد كه چند تا از آنها ناظر بر فصول سال است مانند ربيع كه به معناى بهار است و جمادى كه به معناى يخ بستن آبست و رمضان كه به معناى شدت گرماست.24
پيش از نسئ، ماههاى قمرى نامهاى ديگرى داشتند كه در كتابها آمده است.25 نامهاى فعلى كه در دوران جاهليت معاصر با اسلام نيز به همين صورت بوده بيانگر مطابقت سالهاى قمرى و شمسى است كه از كبيسه كردن و نسئ حاصل شده است. البته بعيد نيست كه ترتيب نامها به مرور زمان به هم خورده باشد كه مثلاً دو جمادى بلافاصله بعد از دو ربيع آمده اين احتمال هم وجود دارد كه ربيع عربستان همان خريف مناطق ديگر باشد بگونهايكه صاحب بلوغ الارب احتمال داده است.26
3 - بطوريكه از آيۀ نسئ ظاهر مىشود، حسابگران نسئ به صورت مرتب ماه حرام را (كه منظور همان ماه محرم است) يك سال حلال مىكردند و يك سال حرام (يحلونه عاماً و يحرمونه عاماً) و اين نشان مىدهد كه اين كار از روى برنامۀ خاصى بوده و حساب و كتابى داشته و يكسال در ميان انجام مىگرفته است، و اگر هدف از اين كار تنها فاصله انداختن ميان ماههاى حرام و دادن فرصت به جنگجويى و غارتگرى بود، لازم بود كه همه ساله اين كار را انجام دهند و يا حداقل امكان اين بود كه چند سال پشت سرهم اين كار را بكنند و يا آن را ترك نمايند. اينكه بطور مرتب، آنهم يكسال در ميان اين عمل انجام مىشد، دلالت بر نوعى كبيسه كردن دارد كه هدف ديگرى غير از دادن فرصت به جنگجويى و غارتگرى داشته است.
4 - رواياتى از بعضى از مفسرّان اوليه نقل شده كه آشكارا دلالت بر ارتباط نسئ با موسم حج مىكند. از جمله روايتى كه از مجاهد نقل شده است، مىگويد:
«مشركان در هر ماه دو سال حج به جاى مىآوردند، دو سال در ذيحجه دو سال در محرّم، دو سال در صفر و همينطور تا اينكه موسم حج در سال قبل از حجةالوداع كه همان سال نهم هجرى بود، به ذيقعده افتاد و سال بعد كه موسم به ذيحجه افتاده بود پيامبر حج به جا آورد.27
5 - اينكه گفته شده كه عربها نمىتوانستد سه ماه پشت سر هم از جنگ و غارت دست بردارند و معيشت آنها دچار مضيقه مىشد، اگر هم درست باشد در مورد اعراب بدوى درست است وگرنه دربارۀ اعراب شهرنشين به خصوص مردم مكه، نمىتوان چنين داورى كرد زيرا