110محكمى در برابر هجوم زشت و حركت توسعهطلبانهشان، به شمار مىرود. البته با توجه به اين نكته، كه برنامهريزيها و سازماندهيهاى فاسد، پديدهاى استوار و جاويدان و غيرقابل زوال نيست. بلكه مىتوان، آن را واژگون ساخته، از صفحۀ وجود برداشت و غير آن را جايگزين كرد.
بنابراين برپايى حكومتى و يا دوام و طولانى شدن دولت و يا قدرتى، در قرنى از زمان، دليل بر مشروعيت و حقانيّت آن نيست، چنانكه طولانى شدن عمر يك ظالم ستمگر و استمرار تجاوز و آدمكشى و استبداد او دليل بر مشروعيت و نافذ بودن حكم او نيست و به اين معنى اشارت دارد اين آيه كريمۀ قرآن كه مىفرمايد: «ولا تحسبنّ الذين كفروا إنما نملى لهم خيرٌ لانفسهم إنّما نملى لهم ليزدادوا إثما و لهم عذابٌ مهين» .6
خداوند متعال به ما چنين بيان مىكند كه مهلت دادن به كافران و ستمكاران در زندگى، سودى به آنان نمىبخشد، چه، پايان آن به عقاب و كيفر مىانجامد، و طولانى كردن عمر آنان و تأخير انداختن كيفر و عقوبتشان از اين جهت است كه گناهانشان، افزون شود يعنى عاقبت و پايان كارشان، افزونى گناه و ستمگرى است. (حرف «ل» در كلمۀ «ليزدادوا» لام عاقبت است.) بنابراين هرگز نمىتوانيم اين قوانين و سازمانهاى فاسد حاكم بر جامعههاى بشرى را با اين احتمالات واهى و دستاويزهاى پوچ، توجيه كنيم.
چرا كه اينها جز گمان و احتمالى كه بر اساسى صحيح و استوار، مبتنى نيست، نمىباشند. «و مالهم به من علم ان يتّبعون الّا الظّن و إن الظنَّ لايُغنى من الحق شيئاً» .7
«مكه» مكان اَمْن
چگونه مىتوان نسبت به مهمانان خانه خدا ستم كرد و بىحرمتى نمود، در حالى كه رسول خدا در تكريم حجاج و شرافتشان فرموده است:
«هرگام كه شتر حاجى سوارهاى برمىدارد براى او يك حسنه محسوب مى شود» .
«حاجى، چه در هنگام رفت و چه در حال بازگشت، در پناه خدا است» .
«حج كننده و جنگآور، ميهمان وارد بر خدا هستند كه اگر خدا را نخوانند، از خدا پاسخ شنوند و اگر استغفار كنند، آمرزيده گردند» .
«حج كننده و عمرهگزار و جنگآور در راه خدا، همه در كفالت خدايند،