82است متعلق به جهان اسلام بوده و همۀ مسلمين بطور يكسان از اين حق برخوردار مىباشند.
و بالاخره مفاد آيه چنين است كه: پاسدار حرم و حامى قدسيت آن و خادم اين معبد و بپا دارنده احترام اين سرزمين، همه كسانى هستند كه حق عبادت در آن را دارند؛ بنابراين اصل قرآنى حرم بايد تحت نظارت و مراقبت معنوى نمايندگان واقعى ملل مسلمان جهان اداره شود و شؤون روحانى و عبادى حرم برعهدۀ هيئت نمايندگى جهان اسلام باشد.
منطقه بينالملل اسلامى
ترديدى نيست كه مفهوم: «الذى جعله للناس» بيرون آوردن حرم از انحصار يك گروه يا يك مذهب خاص است، همانطورى كه مفهوم: «سواء العاكف فيه و الباد» برابرى انسانهاى موحد و عبادتگذار خدا در اين سرزمين، به لحاظ انجام مناسك عبادى است و اين نوع آزادى، خواه ناخواه شامل كليّۀ اعتقادها و ديدگاههايى مىشود كه در چهارچوب اصول اسلامى و قرآنى در ميان مسلمانان وجود دارد.
بنابراين اصل، هرگاه عبادت مسلمين در حرم و مسجدالحرام در چهارچوب اصول يك مذهب و يك ديدگاه منحصر گردد و ديدگاهها و عقايد ديگر مسلمين، كنترل و محدود شود، و آزادى عمل در عبادت، از غير پيروان مذهب انحصارى گروه حاكم، سلب گردد، در حقيقت مصداق ديگرى از آيه: «و من يرد بالحاد بظلم نذقه من عذاب اليم» خواهد بود.
امروز عاكفين در اين سرزمين عبادت و توحيد اعتقاد و ديدگاه خاصى دارند و اصول و فروع اسلام را در چهارچوب معينى تفسير مىكنند ولى آنها كه از خارج اين سرزمين براى عبادت مىآيند (الباد) برداشتى ديگر از اسلام دارند. در چنين شرايطى حكم صريح قرآن چيست.
قرآن بر خلاف مذهب وهابيت - كه واردين را مجبور به رعايت مذهب عاكفين مىكند و آزادى عبادت را از آنان در زمينه اعتقادات خود سلب مىنمايد - بطور صريح مىگويد: «سواء العاكف فيه و الباد» .