74مىنويسد: «اَلجَدَل (بالتحريك) اَلَدَ فِى الخصومة والقدرة عليها» (رك: القاموس المحيط 3/347 - لسان العرب 1/420) .
7 - بنگريد به: لسان العرب \المصطلحات العلمية و الفنية 4/107.
8 - الاتقان فى علوم القرآن 4/60، ط: افست، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، ايران 1363 ه. ش. براى اطلاع از انواع استدلالهايى كه سيوطى تحتِ عنوان «جدل القرآن» مطرح كرده است بنگريد به: همين كتاب 4/60 - 66.
9 - مجمع البيان 2/293. جواهر الكلام فى شرح شرايع الاسلام 18/12 - 13.
10 - بنگريد به: التفسير الكبير 5/162، ط: افست، دار احياء التراث العربى، بيروت، 1981 م، طبع هفتم - تفسير القرآن العظيم 1/236، ط: دارالمعرفة، بيروت، 1402 ه. ق.
11 - آيۀ 37 سورۀ توبه: «انما النسىء زيادة فى الكفر يُضَلُّ به الّذين كفروا يُحِلُّونَهُ عٰاماً و يُحَرِّمُونَهُ عٰاماً ليُوٰاطِئُوا عِدَّةَ ما حَرَّمَ اللّٰهُ فَيُحِلُّوا مٰا حرَّمَّ اللّٰهُ زُيِّنَ لَهُم سوءُ اَعْمٰالِهم وَاللّٰهُ لٰايَهْدِى الْقُوْمَ الْكٰافِريٖنَ» .
عربها چهار ماه: ذوالقعده، ذوالحجه، محرم و رجب را ماههاى حرام برمىشمرند، و از زمان حضرت ابراهيم و اسماعيل - عليهماالسلام - از جنگ و غارت در اين ماهها خوددارى مىكردند. و حرفۀ عربها معمولاً جنگ و غارت بود؛ و لذا براى آنها دشوار مىنمود كه سه ماه پيوسته و مداوم (ذوالقعده و ذوالحجه و محرم) از اين كار امساك كنند. مىگفتند: شغل ما جنگ و غارت است اگر ما مدتى از اين كار دست برداريم از زندگانى خسته و بيزار مىگرديم! به همين جهت، «نسيىء» ، يعنى تأخير را روا داشتند و ماه حرام را از محرّم تا صفر به تأخير انداختند، و صفر را حرام برشمرده و محرم را ماه حلال دانسته و اين ماه را - چون حلال برمىشمردند - «اَحَد الصَفَرين» مىناميدند.
مجاهد مىگفت: مشركين هر دوسال در يك ماه حج را مىگزاردند: دو سال درماه ذوالحجه، دوسال در محرم، دوسال در صفر و. . . بدينسان در تمام ماهها اين كار را تأخير مىانداختند، تا آنكه حج آنها - قبل از حجة الوداع - يا ماه ذى القعده همزمان گرديد. آنگاه نبى اكرم - صلىاللّٰهعليهوآله - در سال بعد - كه همان سال حجة الوداع بود - مناسك حج را انجام داد كه با ماه ذىالحجه همزمان بود، و اين جريان در زمانى روى داد كه آن حضرت ضمن خطبهاى كه ايراد كرد فرمود: اى مردم، بدانيد كه زمان به صورت همان روزى كه آسمان و زمين را آفريد در حال گردش است. سال عبارتست از دوازده ماه، كه چهارماهِ از اين دوازده ماه، حرام است و سه ماهِ آن متوالى است: ذوالقعده، ذوالحجه و محرم، (و ماه ديگر كه فرد است) ، يعنى ماه رجب كه ميان جمادى و شعبان قرار دارد، منظور آنحضرت آن بود كه ماههاى حرام به جاى خود آمد و حج نيز به ماه ذىالحجه بازگشته است و نسيئ و تأخير از اين، باطل و بىاعتبار است.
مرحوم شعرانى سخن مجاهد را گفتارى بدون ابهام برشمرده و مىنويسد: واضحترين سخنى كه در گزارش «نسيئ» ذكر شده گفتار ابوريحان بيرونى در «آثار الباقية» است، حاصلِ سخنِ او اين است: سال قمرى ده روز بر سال شمسى - بطور تقريب - در هر سال جلو مىافتد. وقتى سه سال بر سالهاى قمرى بگذرد سال شمسى يك ماه به تأخير مىافتد. عربهاى جاهلى بر هر سه سال يك ماه مىافزودند و يا اول