98كرد: «پس روى خود را به سوى مسجد الحرام كن!» بعد از آن پيامبر(ص) رو به سوى كعبه نماز خواند.»
اين محراب به اندازۀ محراب كنونى، كانون توجه مسلمانان قرار نگرفت و مكان آن را با هيچگونه علامتى تعيين نكردند. بهترين دليلى كه مىتوان براى استناد به مكان اين محراب از آن استفاده كرد، روايت ابن زباله به نقل از ابو هريره است:
«كانت قِبْلَة النبي - صَلّى اللهُ عَلَيهِ] وَ آلِهِ[ وسلّم - الشام، وكان مصلاَّه الذي يصلِّي فيه بالناس إلى الشام في مسجده؛ أن تضع موضع الأسطوان المخلَّق اليوم خلف ظهرك، ثم تمشي إلى الشام، حتى إذا كنت يمنى باب آل عثمان كانت قِبْلَته ذلك الموضع». (ابن زباله، ص 86 ، اول، 1424ق./ سمهودى، ج2، ص85 ، اول، 1422ق. )
«قبلۀ پيامبر(ص) به سوى شام بود و محل نماز خواندن ايشان براى مردم در مسجد (به سوى شام) اينگونه تعيين مىشود كه اگر اكنون پشت به ستون مخلّقه بايستى و به سمت شام حركت كنى تا به سمت راست باب آل عثمان برسى، همانجا محل نماز خواندن و محراب ايشان بوده است.»
تعبير مطرى از محل محراب اينگونه است: «به سمت شام، تا آنجا پيش مىروى كه در موازات باب عثمان، معروف به باب جبرئيل(ع) برسى و در حالى كه هنوز در صحن مسجد هستى، اين باب در شانۀ راست تو قرار گيرد، محراب پيامبر(ص) در همان مكان واقع شده است.» (مطرى ، ص 88 ، قرن هشتم) اما همانطور كه آشكار است اين تعيينِ محلِ محراب تقريبى است.
مطرى با اطمينان مىگويد: «منظور از ستون مخلّقه در روايتِ سابق از ابو هريره همان ستون عايشه است.» (همان.) سمهودى نيز به قرينۀ نظر مطرى، در خصوص اعطاى صفتِ مخلّقه به اين ستون در روايت ابو هريره - كه پيشتر از آن ياد كرديم - نظر ابن زباله را معتبر دانسته است.
ابن زباله در اين باره مىگويد: «پيامبر(ص) بين سيزده تا نوزده روز بعد از تغيير قبله، نمازهاى واجب خود را در كنار همين ستون مىخواند و سپس به محل نماز خواندنشان كه در موازات (در حوالى) محراب واقع شده، پيش آمد.» (ابن زباله، ص86 ، اول، 1424ق.). اما سمهودى دوباره از نظر خويش بازگشت و از علما روايت را نقل مىكند كه در آن تأكيد شده، منظور از ستون مخلّقه - به طور مطلق - همان ستونى است كه نزديك محراب كنونى پيامبر(ص) واقع شده است و اكنون به عنوان اسم عَلَمى براى مصلاّى شريفِ ايشان معروف شده است. حال اگرچه براى ستون عايشه نام مخلّقه را بهكار بردهاند اما اين نامگذارى، كلى و عمومى نيست.
سمهودى مىگويد: «تا پيش از مطرى سابقه نداشت كه كسى ستون عايشه را به اسم مخلّقه بنامد، اما بعد از وى، ديگران نيز به پيروى از او، اين كار را كردند، تا آنجا كه اين ستون