86ميزان اهميت امام باقر(ع) به مسئلۀ تقيه، چنان بود كه آن حضرت در كلامى پر محتوا و راهگشا فرمودهاند:
«التَّقِيَّةُ مِنْ دِينِي وَ دِينِ آبَائِي وَ لاَ إيمَانَ لِمَنْ لاَ تَقِيَّةَ لَهُ» ؛ «تقيه جزو دين من و دين پدران من است و ايمان ندارد كسى كه تقيه ندارد.»
امام باقر(ع) با اعمال شيوۀ تقيه، در بخشى از عمر شريف خود، فضايى ايجاد كردكه كنترلها و حساسيتهاى دستگاه خلافت، نسبت به دوران پدربزرگوارشان امام سجاد و جد بزرگوارشان امام حسين(ع) بسيار كمتر و آرامتر صورت مىگرفت؛ زيرا ايشان در مسند علم و تعليم و تعلّم و فقه و فقاهت، آرمانهاى امامت را منتقل مىكردند.
و شايد بتوان سخنى غيرگزاف را ياد كرد كه در دورۀ امام باقر(ع) به دليل سير نزولى دولت غاصب و جائر و رو به ضعف و سقوط بودنِ آن از سويى و از سوى ديگر اقبال و توجه مردم به آن حضرت و به دليل برخوردارى بالاى امام از وجهه و حركت علمى بالا و والا و همچنين به دليل وجود جريانهاى معارض با علوى و نيز عباسى و غيره، فرصت چندانى براى حكومت در جهت كنترل و رصد نمودن جريانها و به كار بردن فشار فوقالعاده برايشان وجود نداشت و لذا امام توانست به امر مكتبسازى و شبكۀ انتقال مفاهيم عالى دين اقدام نمايد. به اين جهت، از اين ناحيه هم اعمال فشار، مدوام نبود و اگر گاهى پيش مىآمد، امام با درايت خاصى كه داشتند از آن عبور مىكردند. مىتوان گفت كه اعمال تقيه، به صورت فعال و جدّى نبود، بلكه گاهى نوعى از تقيۀ نرم خود را نشان مىداد. به هر حال اين بدان معنا نيست كه در عصر آن حضرت ضرورتى براى تقيه نبود.
امام باقر(ع) علاوه بر آن كه همواره از ناحيۀ حاكم مدينه در معرض كنترل بود، گاهى نيز به طور مستقيم از ناحيۀ خليفۀ مروانى به دمشق احضار و مورد بازجويى قرار مىگرفت. (بشير، ص118، 1390)
2. حفظ تشكيلات شيعى از خطر نابودى
انديشۀ شيعه و تشيع با امامت، گرهى ناگشودنى داشت؛ زيرا امامت، بنيان انديشههاى شيعى را سامان مىدهد. امام باقر(ع) در اين عصر مهم، كه بايد آن را عصر گذار هم ناميد، مردم را به مسئلۀ امامت و ولايت توجه مىدادند و به تبيين آن مىپرداختند؛ چنانكه اشاره شد، به خصوص تمركز بر ولايت اهل بيت را اساس و بنياد كار خود قرار دادند.
افشاگرى امام از كارهاى امويان و تحليل منتقدانۀ وى از شيوۀ حاكمان اموى در بازداشتن