81ابو بصير اسدى، فقيه، مفسّر و محدث برجسته... «ابوبصير، بريد، زراره و محمد بن مسلم، ميخهاى خيمه عالماند و اگر آنان نبودند روايات نبوى از ميان مىرفت.» (طوسى، تحقيق: سيد مهدى رجايى، 1404ق. ص206)
عامر بن عبدالله جذاعه، حجر بن زائده، عبدالله بن شريك عامرى و فضل بن يسار، چهرههاى درخشان دانش وفقهاند كه برخى از آنان، مكتب كوفه و بصره را ايجاد و آن را بسط و گسترش چشمگير دادند.
در زمان امامتِ نوزده سالۀ آن وجود گرامى، كاروانهاى دانشيان براى سيراب شدن از درياى بيكران دانشش، به سويش رحل اقامت مىافكندند و مدينه را مركزى سترگ براى كسب فضيلت و دانش مىدانستند و بى جهت نبود كه آن دردانۀ گرامى هستى، اينگونه فرمود:
«شَرْقاً أَوْ غَرْباً لَنْ تَجِدَا عِلْماً صَحِيحاً إِلَّا شَيْئاً خَرَجَ مِنْ عِنْدِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ».
«به شرق يا به غرب رويد هرگز علمى صحيح نمىيابيد مگر آنچه كه از نزد ما اهلبيت برايتان ايراد و بيان گردد.» (كلينى، ج1، ص399، تحقيق: الشيخ محمد الآخوندى،1350 ق.).
اگر بخواهيم تصويرى از آن تلاشهاى فخيم و فاخر علمى در دوران آن وجود گرامى و سلالۀ نبى مكرّم(ص) ارائه كنيم، بايد بگوييم: با وجود امام باقر(ع) در مدينه، شهر پيامبر تبديل به كانون خروشان علم و دانش گرديد و همچون نگينى درخشان در كرۀ خاكى درخشيد و طالبان درخشش علم را، همچون مغناطيسى پر جاذبه به سوى خود جذب كرد. (الشاكرى، ص15، 1417ق.)
«عصر امام باقر(ع) نمونه و تجسمى از مدرسۀ علمى اهلبيت(ع) بود. آن حضرت، فرماندهى بزرگ در حوزۀ علمى براى تمامى مسلمين بودند. با همه اختلافات فكرى و تاريخى كه داشتند و حتى كسانى كه براى خود، راه و شيوهاى جديد برگزيدند و مكتبى نو احداث كردند - كه از روح اسلام هم فاصله داشت - و استنباطهاى انحرافى از دين داشتند و در خدمت دستگاه ظلم وارد شده بودند، از انديشۀ امام باقر(ع) بهره بردند و از احاديث شرعيهاى كه متصل به وجود پيامبر خدا(ص) بود و امام باقر آنها را نقل مىفرمود، استفاده كردند و بهرههاى فراوانى گرفتند؛ مثلاً سفيان بن عيينه (158ق.) كه مشهورترين محدث مكه بود و ابوحنيفه (159ق.) كه رهبر مكتب قياس بود، مكتبى كه اهل بيت آن را تحريم نمودند و سفيان ثورى (161ق.) همۀ آنان علوم خود را از مكتب وسيع علمى امام باقر(ع)