71رمزگونه را كه در قرآن مجيد و سنت نبوى مطرح گرديده، مىشكافد. چنانكه فردى هسته را مىشكافد و انوارى را از دل هسته خارج مىكند و بر حوزه دانشى، افزايش كيفى و كمى مىدهد.
او را در علم، عظمت و جلالتى است كه همگان در مقابلش خضوع و كرنش مىكنند و در زمان خويش، هرگز كسى همپا و همطراز عظمت علمى و فخامت دانشى او نيست. هر دانشى را، با علم دادۀ ربانى و الهى فرا گرفته و به چنگ آورده و هر رازى از رموز هستى را مطلع است و بر اسرار درون آن آشنا است و به همين جهت، همۀ بزرگان دانش و علم، در زمان خودش و يا پس از آن، به احاطۀ دانشى آن گرامى گواهى داده و همۀ عالمان و دانشمندان ديگر، دانش خود را در برابرش همچون قطره در برابر دريا ديدهاند و بر آن شهادت دادهاند:
«در جهان، برترىاش بر همۀ مردم در علم و زهد و شرف ظاهر شده كه در قبلش در مردمان نبوده، از علوم قرآنى و آثار و سنتها و انواع علوم و حكمت و به سوى او مىرفتند بزرگان صحابه و تابعين و فقهاى اسلام و او را پيامبر(ص) به شكافندۀ علوم ياد كرده، چنانكه اخبار بر آن دلالت دارند.» 1
عبدالله بن عطاى مكى گفته است:
«هرگز دانشمندان را نزد كسى جز امام باقر(ع) حقيرتر و كوچكتر نيافتم. حكم بن عيينه را ديدم با عظمتى كه در علم و دانش داشت، در پيشگاه امام باقر، همچون كودكى در برابر آموزگار خويش بود!» 2
به همين دليل بود هنگامىكه جابر بن يزيد جعفى مىخواست از امام باقر(ع) روايتى را نقل كند، چنين مىگفت:
«نقل نمود برايم وصى همۀ اوصيا و ميراث بر دانش پيامبران، محمد بن على بن الحسين(ع)» 3