59در اينجا اين سؤال به ذهن مىرسدكه اگر صبى نيز همچون مملوك، قبل از احدالموقفين بالغ شود، آيا حج وى كفايت از حجةالاسلام مىكند (با توجه به اينكه حج او هنگام شروع، ندبى بوده است) و آيا «مَنْ أَدْرَكَ الْمَشْعَرَ فَقَدْ أَدْرَكَ الْحَجَّ...» شامل صبى مىشود و مىتوان صبى را به مملوك ملحق كرد و از مملوك الغاء خصوصيت نمود و حكم مملوك را بر صبى نيز جارى ساخت؟
فقها در اين مسأله با هم همداستان نيستند و چند قول از سوى آنان مطرح شده است عدهاى چنين حجى را كافى مى دانند. گروهى نيز راه احتياط را پيش گرفته و قائل به اعادۀ حج گشتهاند و گروه سوم در ترديد ماندهاند.
مرحوم علامۀ حلى در تحريرالاحكام بعد از مشروط كردن احرام صبى به اذن ولى مىگويد اگر او قبل از احدالموقفين كامل و بالغ گردد اين حج وى كفايت از حجةالاسلام مىكند (علامه حلى، ج1، ص125، محقق: بهادرى، 1378) و در تذكره نيز بر اين امر تأكيد كرده است. (علامه حلى، ج7، ص421، چاپ اول،1416ق.)
شيخ طوسى، صاحب جواهر، شهيد اول، حكيم و نيز امام راحل(قدس سرهم) همين قول را پذيرفته و تصريح كردهاندكه بلوغ قبل از احدالموقفين سبب اجزاى حج صبى است و كفايت از حجةالاسلام مىكند و وجوب حجةالاسلام از ذمه و عهدۀ وى برداشته مىشود. (طوسى، ج1، ص 297، 1387ش./ نجفى، جواهرالكلام، ج7، ص234، بىتا./ طباطبايى، ج10، ص29، مستمسك عروة الوثقى، بىتا./ خمينى، روح الله، ج1، ص348، چهارم،1403ق.) اما گروهى دچار ترديد شده نتوانستهاند موضوع مشخصى اتخاذ كنند. شهيد ثانى مىگويد اين كه حج چنين فردى كفايت از حجةالاسلام كند محل ترديد است. (شهيد ثانى، ج 2، ص 123، اول، 1413ق.) همچنين مرحوم علامه در منتهى، ادعاى ترديد كرده گرچه در نهايت قول اجزاء را پذيرفته است. (علامه حلى، ج10، ص59 ، محقق: مجمع البحوث الاسلاميه الفقه، بىتا.) گروهى ديگر قائل به احتياط شده و اعادۀ آن را لازم دانستهاند.
صاحب رياض مىگويد: حجت و دليلى كه قابل اعتنا باشد نيافتم. پس احوط آن است كه بعد از استطاعت اعاده كند. (طباطبايى، ج 6 ، ص 22، اول، 1412ق.) نراقى نيز مىگويد احوط بلكه اظهر آن است كه اعاده نمايد. (نراقى، ج 11، ص 22، اول، 1418ق.) حكيم هم بعداز اين كه به جواب از ادله اجزاء پرداخته، گفته است: احوط بلكه قول قوى آن است كه بعد از مستطيع شدن اعاده كرده دوباره حج بجا آورد. (طباطبايى، ج10، ص29، مستمسك عروة الوثقى، بىتا.)