156را معذّب يافته، در وادى برهوت ديجور «إلى يوم ينفخ فى الصور» و قيامت كبرى حشر و نشر است و در آن وقت نيز اكمل كفرش تكميلى به جهت او حاصل خواهد نمود و بر اهل قيامت خباثتش معلوم شده و كفر بىحسابش بىحساب به دست محاسبان محشر خواهد آمد. شعر:
خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان
تا سيه روى شود هركه دراو غش باشد
[لزوم تقيه در همه حال]
و تقيه در همۀ افعال؛ از جمله واجبات است و رفتار بزرگان چنان چه حضرت صادق(ع) مىفرمايند كه
«التَّقِيةُ دِينِي وَ دِينُ آبَائِي» ؛ يعنى پرهيزكارى، دين من است و دين پدران من است. اعمال خود را موافق ظاهر به ظاهر خلق تبديل بايد كرد، بلاشبهه به نيت باطن خود مأجور است، اگر چه اعمال به خلاف واردات شريعت و طريقت به عمل آيد به حسب تقيه موافق حديث
«إِنَّمَا الْأَعْمَالُ بِالنِّياتِ».
مصرع: «خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت شو».
هرگاه به خلاف اين رفتار شود، خلاف شرع انور است و خود افكنده است به دست خود به مهلكه و تهمت، كما قال:
«اتّقوا مِن مَواضع التهم»؛ يعنى بپرهيزيد از موضع هاى تهمت. و ايضا خداى تعالى مىفرمايند: (وَ لاٰ تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ) (بقره: 195) يعنى ميندازيد بهدستهاى خودتان، خود را به هلاكت.
[اگر سوارى از خودتان باشد بايد... ]
و اگر كسى خواهد با مال سوارى خود برود، ممكن است. اسب، قاطر، الاغ و شتر عيبى ندارد و اگر متحمّل رحمت آن شود، دردسر آن كمتر خواهد بود و مخارج مذكوره را ندارد مگر خرج خودش و مال. در هر حملى از حمول كه خواهد توقّف كند بايد به حملهدار تنخواهى بدهد به جهت آب و اذن توقّف در حمل آن، به قدر پنج تومان بدهد، و سهم چادر هم شود با رفيقى، و متحمّل وجه اتراق گردد. ديگر حكايتى با او نيست.
اين براى كسى است كه مال از خود باشد، و اگر خواهد جو و علف را هم به حملهدار قرار دهد تا پانزده تومان بايد داد كه هفتصد و پنجاه قروش باشد، و اگر متحمّل خرج شود مختار است. يافت مىشود جو و علف و ليك بعضى منازل اشكال تامّى دارد. بايد جويا شده كه هر منزلى كه ندارند بردارند. اگر الاغ سوار باشد دو تومان به حملهدار مىدهد به جهت