145محمد و آله. صالح و هود نبى هم در آن مكان شريفاند. معلوم است بقعه و علامتى دارند. زيارت آنها هم لازم است و دستور زيارت قبور مؤمنين در مقاله زيارت خواهد آمد. [مقصود بخشى ديگر از كتاب مسالك السالكين است]. اهل آنجا عرب و عجم هستند. مردمان خوب با خدا. خارجى ندارد. كلاً خلّص پاك از جميع نواقص شرعيه، ظاهراً و باطناً.
[صحن امام على (ع)]
صحن مطهّر بسيار وسيع و با روح، بناى عالى است. گنبد و دو مناره و ايوان و دو اسپر مابين منارين طلاست. بسيار خوب طلاكارى شده است. دخلى به ساير روضات مقدّسه ندارد. از قرار مشهور ضريح مطهّر از بناى نادرشاه مغفور و مبرور است. الحق از بناهاى نادره است، سه عدد است: يكى نقره و يكى ديگر فولاد و يكى ديگر مرصّع.
و جواهرات بسيارى و طلا و نقره زيادى و اسباب وافرى در خزانۀ مبارك ضبط است، و هر چه از بابت موقوفات بدان مكان شريف رسد، كلاً را ضبط مىكنند، و موجود است از سابق و لاحق، به خلاف كربلاى معلاّ و سُرّ مَن رأى غُرما مىشود و انضباطى ندارد و در كاظمين(عليهما السلام) هم حرف مىرود نه به شدّت آن دو مكان شريف.
حضرت آدم و نوح نبى در اصل ضريح مطهّر مدفوناند. زيارت آن دو بزرگوار هم در آنجا بايد بشود.
آدابحركت حاج،از كاظمين(عليهما السلام)الىشاممحنتانجام
بعد از آنكه حاجىها از اطراف و جوانب بلاد جمع شدند، شاخصى در ميان خود قرار مىدهند. اشخاصى از اهل آنجا كه معروف به شغل حملهدارى هستند، يكى را منتخب نموده، به اذن پاشاى بغداد و چلبى كاظمين قرار حمل را مىدهند. كجاوه نشين و غيره چند تا شام كرايه و عرب را مقاطعه مىكنند به قسم ضمانت. هر چه زياد و كم شود با خود حملهدار است، دخلى به حاجى ندارد «مراد از اخوه، تنخواهى است كه از اعجام عرب صحرايى و غيره مىگيرند آن را اخوه و خاوه نيز گويند و اين مرحله اختصاصى به عجم دارد نه به اعراب و غير آن و از بار تجار هم قرارى دارند مىگيرند» و بزرگان آن حدود همۀ مستمرّى از حملهدار دارند. در حقيقت اخوه شهرى، زياده بر اخوه برّى است و اخوه بحرى هم دارد كه عبارت از عبور فرات و اجرت كشتيبانان آن آب باشد و همين كه قرار حمل شد از