75
شهادت امام مجتبى(ع)
بعد از ما جراى صلح، امام مجتبى(ع) از كوفه به مدينه بازگشت، ليكن معاويه از آن رو كه روزبهروز محبت حسن بن على در دل ها افزون مىشد، احساس خطر شديد مى كرد و با توجه به اين ديدگاه كه خلافت را به فرزندش يزيد منتقل نمايد و حسن بن على(عليهما السلام) مانع چنين اقدامى است، به توطئههاى خويش ادامه داد و امر شهادت و مسموميت آن دُردانۀ هستى را به همسر آن حضرت، جعده دختر اشعث بن قيس كندى، با وعدهاى مبنى بر اينكه وى را به تزويج يزيد درآورد، سپرد؛ «وقد كان معاوية دسَّ إليها: إنك إن احتلْتِ فى قتل الحسن وَجَّهت إليك بمائة ألف درهم، و زوَّجتك من يزيد، فكان ذلك الذى بعثها على سَمّه». 1
وصيت امام مجتبى(ع)
وأوصَى الحسن حسينا(عليهما السلام): «فَإِنِّي أُوصِيكَ يَا حُسَيْنُ بِمَنْ خَلَّفْتُ مِنْ أَهْلِي وَ وُلْدِي وَ أَهْلِ بَيْتِكَ أَنْ تَصْفَحَ عَنْ مُسِيئِهِمْ وَ تَقْبَلَ مِنْ مُحْسِنِهِمْ وَ تَكُونَ لَهُمْ خَلَفاً وَ وَالِداً وَ إِنْ تَدْفِنِّي مَعَ رَسُولِ اللهِ(ص) فَإِنِّي أَحَقُّ بِهِ وَ بِبَيْتِهِ ... فَإِنْ أَبَتْ عَلَيْكَ الِامْرَأَةُ فَأَنْشُدُكَ الله بِالْقَرَابَةِ الَّتِي قَرُبَ اللهُ - عَزَّ وَ جَلَّ - مِنْكَ وَ الرَّحِمِ الْمَاسَّةِ مِنْ رَسُولِ اللهِ(ص) أَلاَ يُهَرَاقَ فِيَّ مِحْجَمَةٌ مِنْ دَمٍ».
2
امام حسن مجتبى به برادر حسين بى على(عليهما السلام) وصيت كرد كه: «تو را وصيت مىكنم كه جانشين من در اهل و اولادم باشى و نيز بر اهل بيتت به اينكه با روى گشاده با بدانشان و پذيرش از نيكانشان مواجه شوى و جاى مرا بگيرى و اينكه مرا در كنار جدم رسول الله(ص) كه من سزاوارتر به او و خانه گرامى اش هستم... دفن كنى. اگر منع شدى، تو را سوگند مىدهم كه در امر من خونى ريخته نشود.»
دفن در بقيع
اما حقيقت آن است كه منع شديدى رخ داد و حضرت امام حسين(ع) نتوانستند برادر گرامى خويش را در كنار جدش دفن نمايند و لذا طبق فقرۀ ديگر وصيتش كه فرموده بود:
«فَادْفِنِّي بِالْبَقِيع» ، 3وقتى اعلام شد كه بدن مبارك امام مجتبى(ع) را در بقيع دفن خواهند كرد، به قدرى جمعيت گرد آمد كه اگر كسى سوزنى را از بالا مىافكند، نه بر زمين، كه بر سر افراد مى ا فتاد.امام حسين(ع) بر جنازۀ مطهر برادرش حسن بن على(عليهما السلام) نماز گزارد و بدن مطهرش را در بقيع به خاك سپرد.