65كه عبدالله عمر خلافت را مىپذيرد يا نه. سوم اينكه مهاجران و انصار كه خود، امارت را تشكيل مىدهند و با تعيين خليفه بر مردم حكم مىرانند بر عبدالله عمر اجماع نكردند. اما داورى درست آن است كه پيامبر سعد بن معاذ را در مورد بنو قريظه به حكميّت برگزيد و سعد هم بدانگونه كه خدا خرسند شود، داورى كرد و بدون ترديد اگر بر خلاف رضاى خدا حكم مىنمود، پيامبر نيز به رأى سعد رضايت نمىداد.»
امام مجتبى(ع) در نهروان
نيك مىدانيم كه ماجراى حكميت، عواقب ناگوارى را براى عالم اسلام رقم زد كه در بين اين پيامدهاى شوم و نامبارك شكلگيرى خوارج نهروان بود. افرادى جاهل، متنسّك، متعصّب، فاقد معرفت نسبت به امام و حجت الهى و... لذا صفبندى تندى را بر ضدّ على(ع) رقم زدند.
پس از بازگشت از صفين و مراجعه به كوفه در اواخر سال 38 هجرى تا روز شهادت آن حضرت، مدت دو سال و چنده ماه بيشتر فاصله نبود. اين مدت، اوج غم هاى على(ع) را حكايت مىكند. افرادى همچون عبدالله بن وهب راسبى، على(ع) را خطا كار دانسته و او را امر به توبه كردند و در نامهاى به حضرت، اين كلمات سخيف را نگاشت و خود و يارانش در نهروان تجمع كردند و تقريباً نهروان را به صورت يك پادگان نظامى قرار دادند.
على(ع) كه به قصد شام در نخيله آمادۀ حركت بود، با شنيدن خبر تجمع نهروانيان به آن سو رفت و بدينسان جنگى ديگر با عناصرى متصلب، جاهل، متعقب، فاقد هر نوع معرفت و دركى، درگرفت. حسن بن على(عليهما السلام) همراه پدر گرامى ا ش در نهروان حضور داشت و در مواقف فراوانى به ارشاد نهروانيان و تبيين چهرۀ نورانى پدر بزرگوارش على(ع) اهتمام بليغ ورزيد.
اقدام على(ع) پيش از شهادت
على(ع) هنگامى كه بر اثر ضربت وارد شده بر فرق مباركش، در بستر بيمارى بود، به فرزندش حسن(ع) فرمان داد كه در نماز بر مردم امامت نمايد و در آخرين لحظات، او را اين گونه وصى خويش قرار داد.
«پسرم! تو بعد از من، صاحب مقام و صاحب خون منى.» 1
و ديگر فرزندان خويش و از جمله حسين بن على(عليهما السلام) و برادرانش را بر اين مطلب گواه گرفت و سپس فرمود:
«پسرم! پيامبر خدا به من دستور داد تو را وصى خود سازم و كتاب و سلاحم را به تو تحويل