53و از طرف مادر، عبارتند از:
«حَسَنُ بْنُ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ بِنْتِ رَسُولِ الله، مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الله بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ بْنِ هَاشِمِ بْنِ عَبْدِ مَنَافِ بْنِ قُصَيِّ بْنِ كِلَابِ بْنِ مُرَّةَ بْنِ لُوَيٍّ بْنِ غَالِبِ بْنِ فِهْرِ بْنِ مَالِكِ بْنِ النَّضْرِ بْنِ كِنَانَةَ بْنِ خُزَيْمَةَ بْنِ مُدْرِكَةَ بْنِ إِلْيَاسَ بْنِ مُضَرَ بْنِ نِزَارِ بْنِ مَعَدِّ بْنِ عَدْنَان». 1
او اولين مولود مباركى است كه به پيامبر و على و زهرا(عليهما السلام) ، از نسل پيامبر، اهدا و اعطا گرديده است. چشم روشنى بىنظيرى بود كه به اين خاندان مطهر داده شد و لذا نامش را به نيكى وصف نمودند و به جامع خوبى ها مزيّنش ساختند.
محبوب پيامبر
اگر زندگىنامهاش را ورق بزنيم، خواهيم ديد كه پيامبر اكرم(ص) ، او را ادامه وجود خويش و ادامه رسالت هاى بزرگ پيامبران الهى مىدانستند و بدين روى شديداً او را دوست مىداشتند و در همين راستا فرمود:
«اللَّهُمَّ إِنِّي أُحِبُّهُ فَأَحِبَّه»
2
؛ «خدايا! من او را دوست مىدارم، پس دوستش بدار.»
و نيز فرمود:
«مَنْ أَحَبَّ الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ فَقَدْ أَحَبَّنِي، وَ مَنْ أَبْغَضَهُمَا فَقَدْ أَبْغَضَنِي».
3
«هركس حسن و حسين را دوست بدارد، قطعاً مرا دوست مىدارد و هر كس آنها را دشمن بدارد و به ايشان كينه ورزد، بر من كينه ورزيده و قطع دوستى كرده.»
و نيز فرمود:
«...الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّة»
4
؛ «حسن و حسين(عليهما السلام)، سرور جوانان بهشتند.»
و اين نكات عرشى و بديع، اوج يافت تا به مرحلۀ كمالش رسيد و آنان را با جملهاى عرشى «امام» ناميد و فرمود:
«ابْنَايَ هَذَانِ إِمَامَانِ قَامَا أَوْ قَعَدَا»
5
؛ «اين دو فرزندم، هر دو امامند، قيام نمايند يا بنشينند» و به دليل عظمت و والايى شخصيتش، پيامبرخدا(ص) در عين كمى سن و گذر روزگارش، او را شاهد بر بعضى پيمان هايش قرار داد. چنانكه واقدى مىنگارد:
«انّ النبي(ص) عهد عهداً مع ثقيف. كتبه خالد بن سعيد، و شهد عليه الحسن والحسين(عليهما السلام)». 6
«پيامبر خدا(ص) با قبيلۀ ثقيف، پيمانى امضا كرد كه آن را خالد بن سعيد نوشت و بر اين پيمان حسن و حسين(عليهما السلام) را شاهد گرفت.»
آن امام همام در دوران جد و پدرش در معاهدات فراوان ديگرى شركت داشته و به خصوص اينكه