170
حج، عامل شكوفايى فرهنگى، آگاهى سياسى و رشد اقتصادى
حافظ نجفى
«حج» از تكاليف و واجبات دينى است و در صورت فراهم بودن شرايط، تنها يك بار در طول عمر، بر انسان واجب مىشود. به گفتۀ روايات، حج از اركان اسلام است.
امام باقر(ع) فرمود:
«بُنِى الإسْلام عَلى خَمْسَةِ أَشْياءَ؛ على الصَّلاةِ و الزَّكاةِ و الصَّومِ وَ الحَجِّ و الْوَلايةِ».
1
«اسلام بر پنج پايه استوار است؛ نماز، زكات، روزه، حج و ولايت.»
اگر فردى يا جماعتى حج را از روى عمد ترك كنند، در واقع ركنى از اركان دين را زير پا نهاد ه اند. انجام ندادن و ترك فريضۀ حج، گاه فردى است؛ يعنى فرد مكلفى از فرمان الهى تمرد نموده، اين واجب الهى را ترك مى كند و گاه جمعى؛ يعنى مردم به طور عموم از انجام حج سر باز مى زنند. روشن است كه ترك حج مورد مذمت و نكوهش قرار گرفته است؛ چه از سوى فرد خاص باشد و چه از جانب جمع و عموم مردم، در هر صورت خشم الهى شامل كسانى است كه حج را ترك نمايند و به خداوند كفر عملى ورزند:
پى آمدهاى فردى و سياسى - اجتماعى ترك حج:
1. فردى
ترك فريضۀ حج از ديدگاه فردى، بهمعناى عصيان و تمرد انسان در برابر فرمان الهى است كه سبب كفر مىشود؛ چنانكه خداوند متعال، از ترك عمدى حج، به «كفر» تعبير كرده است:
(وَ لِلّٰهِ عَلَى النّٰاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللّٰهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعٰالَمِينَ).
2