157و از آنجا مىآمدم به جناب حاجى سيد عبدالله خراسانى، راست آمديم. قليچ خان كفشهاى مرا گم كرده بود، پيدا نشد. از آنجا به منزل آمده، حاجى سيد عبدالله هم تشريف آوردند. قدرى نشسته صحبت نموديم. چائى و شيرينى صرف فرموده، تشريف بردند. گفتند حاجى فريد الملك ناساز [ \ مريض احوال] است. پايين رفتيم، احوالى از او پرسيدم، قدرى نشستم. حاجى آخوند آمد، روضه خواند، تشريف برد. به منزل آمده، شام خورده، خوابيدم و الآن كه صبح است اداى فريضه نموده، مىخواهيم پايين برويم. به حاجى فتوحالملك و حاجى فريدالملك سركشى نماييم. مختصر ناساز بودند. دوا خوردند. الحمدلله خوب هستند. بازار رفته حجره حاجى محمد، رشته رقم به جهت سوقات [سوغات]، يك جفت مجموعه مال هندوستان و پنج عدد عقاب هندوستان نُه ليره خريدم و قدرى هم خرده اشيا خريدم، آمده با حاجى آخوند ناهار خورده، خوابيدم. تنباكو خريدم، حقهاى يك مجيديه. عصرى به حرم مشرف گشته، نماز ظهر و عصر را خوانده غروب شد.
(92) امشب كه شب يكشنبه 26 ذىحجة الحرام [است] در مسجدالحرام دو ساعت از شب گذشته، منتظر آمدن على حمزه مطوّف بوديم. نيامد. يك نفر بچه مطوّف پيدا كرده، طواف نموديم. قريب به سه ساعت گذشت كه منزل مىآمديم. على حمزه آمد، قرار شد كه صبحى آمده طواف وداع نماييم. منزل اميرتومان آمده، حاجى آخوند روضه خواند. از آنجا به منزل آمده، حاجى فتوحالملك و حاجى فريدالملك ناساز بودند. به آنها نگاهى كرده آمده، در منزل شام خورده، خوابيدم. صبح قدرى زود برخاسته، به حرم مشرّف گشتيم. نماز را در مسجدالحرام خواندم، آفتاب زد. على حمزه آمد طواف نمود، به منزل مراجعت نمودم. حاجى فتوحالملك و حاجى فريدالملك دوا مىخوردند. مشغول تهيه و تدارك حركت هستم تا خداوند چه مقدّر فرموده باشد. بعد حاجى جواد آمد كه امروز رفتنى شديم. بنده هم مصمم بودم كه مشرّف حرم شده، وداع نمايم. رفتيم على حمزه مطوّف را در بازار پيدا نمود، به مسجدالحرام رفته، هفت طواف از براى حضرات ائمۀ اطهار - عليهمالسلام - نموده بوده، آمده در زير سرآب و نابدان [ \ ناودان] رحمت مشغول دعا و نماز شدم وقت ظهر و نماز عامه رسيد، بنده هم نماز خواندم. سيدعلى نامى، چند روز قبل طوافى داده بود و بنده ديونى نداده بودم، او را پيدا كرده، دو قروش به او دادم و ممنون شد. خواهش نمودم كه بلكه بتواند به زيارت بيتالحرام هم مرا ببرد. وعده كرد كه بعد از نماز عامه ببرد. در زير نابدان رحمت بودم كه آمد. بنده را برداشته به بيتالحرام برد. در هر گوشه و جاى تولد حضرت امير - عليهالسلام - و جاى صلات حضرت محمد مصطفى