153دومان را خواب گرفت و خوابيديم. بعد بيدار شده تا ناهار آش ترشى پخته بودند خورده، دوباره خوابيده، بعد برخاسته، منزل آقا ميرزا ابوالقاسم غضنفر يزدى به بازديد رفتيم و از آنجا به حرم مطهر مشرف گشته، نماز ظهر و عصر را خوانده و از آنجا به منزل حاجى ميرزا جبّارخان و برادر حاجى مستشار آمديم. برگشته، به منزل آمده، طرف صبح هم حاجى ميرزا ابوالقاسم اصفهانى و حاجى ميراسماعيل مراغهاى به جهت ديد، بنده منزل آمده بودند. آنها هم صرف چاى و قليان نموده در قله غروب بود، مىخواستيم به حرم برويم، ممكن نشد. حاجى سيد محمدعلى اصفهانى آمد. برگشته در منزل نشسته، نتوانستيم به حرم مطهر شرفياب شويم. نماز را در منزل خوانديم.
(81) امشب كه شب چهارشنبه 15 شهر ذىحجة الحرام بود، جناب حاجى ميرمحمدعلى اصفهانى منزل بنده تشريف آوردند، نشسته صحبت نموديم. صرف شيرينى و چايى فرمودند. بعد نگذاشتيم تشريف ببرند. شام را در منزل بنده به اتفاق حاجى فتوحالملك صرف فرمودند. بعد از شام تشريف بردند. خوابيديم و صبح برخاسته نماز خوانده، مجدداً بعضى فروش گرفته، منزل را قدرى مفروش نموديم. بعد على حمزه مطوّف تشريف آوردند. با او هم قدرى صحبت نموديم. ايشان نيز تشريف بردند. بعد حاجى جبار آقاى شاهگلى ساعتساز تبريزى تشريف آوردند. با ايشان نيز نشسته، قدرى صحبت نموديم. ايشان نيز صرف شيرينى فرمودند، تشريف بردند. وقت ناهار رسيد، خورديم و خوابيديم. برخاسته، به اتفاق جناب حاجى فتوحالملك بازار رفته و حرم مطهر مشرف گشتيم، نماز ظهر و عصر را خوانده، با حاجى سيدعلى و حاجى غلامعلى آقاى خويى راست آمديم. قدرى با آنها صحبت نموديم. در آن بين يك نفر آمد كه پول سفيد داده ليره بگيرد، پول سفيد [داد] و ليره گرفت، بعد معلوم شد كه پولهايش كسر است و به ما كلك زده!
(82) امشب كه شب پنجشنبه 16 ذىحجة الحرام بود، نماز شام و خفتن را در حرم مطهر خوانده، و از آنجا منزل حاجى جواد و حاجى امير تومان آمده، حاجى آخوند روضه خواندند. برخاسته به منزل آمديم. شام تَهچين درست كرده بودند. با حاجى فتوحالملك صرف نموده و خوابيديم. صبح چهار ساعت به دسته مانده بيدار شده، چايى درست كرده، به اقتفاى سحور [در اصل: سهور] خورديم كه ان شاء الله روزه قضايى بگيريم و هم درك ثواب مكه كه هفتاد مقابل است درك نماييم و هم شبانه به حرم مشرف شديم كه بلكه به فراغت درك طواف نماييم. رفتيم و ديديم كه جمعيت كثيرى در آنجا مشغول طواف هستند. بنده هم خود طواف نموده و نماز طواف خوانده، آمد در كنار نشسته، يك جزو قرآن خواندم. بعد برخاسته با خيابان باب السلام