148را تكان مىدادند، خيلى ايستاديم. بعد بههمان حالت آمده، قدرى از بازار ماست گرفتيم كه فردا آب دوغ بخوريم. منزل آمده در پشت بام با حاجى فتوحالملك خوابيديم. صبح برخاسته به اتفاق حاجى فتوحالملك بازار رفته، چادرى از حاجى جعفر به ده ليره خريديم، بعد از آن، قدرى پايين رفته، ديديم كه [محمل] شام حركت مىكند. قدرى ايستاديم كه مشار اليه سوار شد، عسكر و صاحب منصب سوار شد. خيلى مجلل بود، سوار زياد همراهش بودند. سلام كردند، آنها هم سوار شده، رفتند. رفتم بازار، بيست ليره از حاجى حسين... گرفتيم. بعد قليانى خريديم و بعضى خرده اشياء براى خوردن گرفتم و يك... گرفتم،
منزل آمده با حاجى احمد ناهار خورديم. باران رحمت باريدن گرفت، خواب را بر خود حرام، وضو گرفته، رفتم حاجى فتوحالملك را برداشته خودمان را به حرم مطهر و زير ناودان طلا رسانديم. جمعيت زياد بود. با هزار زحمت خودمان را زير ناودان رسانيدم. آب از ناودان رحمت به سرمان باريد، و بحمد الله به آرزوى خود نايل گشتم و از آنجا رد شده، يك نفر مطوف پيدا كرده، در عوضِ پدرمان، طواف و شوت [كذا] نموديم و حجرالاسود را زيارت نموديم و پيشانى را به سنگ گذاشته گريه كرديم، مطالب را از خداوند خواستم. بعد آمده، نماز خوانده، به منزل آمديم فحمداً له ثم حمداً له على ما هدانا لشكر نعمه.
(70) امشب كه شب شنبه و چهارم شهر ذىحجه الحرام است، در مكۀ معظمه قدرى مشغول انتظام نيمكتهاى منزل بوديم. بعد حاجى آخوند آمد، مختصر روضه خواند، بعد برخاسته منزل حاجى جواد رفته، در آنجا روضهخوانى شد، از آنجا برخاسته به حرم مطهر مشرف گشته، در بابالسلام على حمزه را پيدا كرديم، رفته، هفت مرتبه از براى خود شوت [كذا] و طواف نموده، بعد آمده در مقام حضرت ابراهيم - على نبّينا و [آله و] عليهالسلام - دو ركعت نماز طواف نموده، بعد آمده، نمازهاى شب را نموديم و در آنجا برخاسته كه به منزل بياييم. همين كه از باب السلام بيرون آمديم، باران باريدن گرفت. كمكم شدت نمود. به هر صورت به منزل آمديم، هوا خيلى خوب بود، در شب در منزل خوابيده الحمدلله خوش گذشت. صبح برخاسته نماز بجا آورده، چايى خورده و عرب شير مىفروخت، خريده، چاى شير مىخوردم. حاجى فتوحالملك تشريف آورده، قدرى نشسته بازار رفتيم، قدرى گرديديم، كشك خريده مراجعت به منزل نموده، آش كشك درست كرده بودند، ناهار خورده خوابيديم. بعد برخاسته چايى خورده، نماز كرديم. بعد برخاسته، منزل يزدىها رفتم. قدرى صحبت نموده، غروب شد.