141خانقين، سرپل، كرمانشاه، سنقر و در نهايت بيجار به موطن اصلى خود بازگشته است.
متن حاضر
نسخه اين سفرنامه 265 صفحه و شامل تمامى سفر، از زمان شروع تا بازگشت است؛ اما آنچه در اينجا آمده، (صفحات 119 - 71) بخشى است كه به حج او مربوط شده از پياده شدن از كشتى در جده تا خروج او از مدينه به سمت شام را شامل مىشود. انتخاب اين قسمت، به اين دليل بود كه در شرايط حاضر، اين بخش آماده بوده و به دليل فضاى محدود مجله، امكان چاپ بخش بيشتر آن وجود نداشت.
خط نويسنده به رغم زيبايى، اما به دليل شكستگى و نگارش برخى از كلمات، به صورت كاملا ويژه، در مواردى با مشكل روبه رو بود؛ به طورى كه برخى از موارد، اين بندۀ خدا، قادر به خواندن آن نبود. به همين دليل، منهاى مواردى كه خوانده شد و با احتياط علامت سؤال هم آمد، مواردى تصوير كلمات ناخوانده نيز در لابلاى سطور و در محل آن گذاشته شد تا اگر كسى توانست آنها را بخواند و عبارت را كامل كند.
آگاهى هاى سودمند اين سفرنامه
چنان كه اشارت رفت، اين گزارش به صورت روزنامه و دقيقا حاوى اطلاعاتى از خورد و خوراك و سفر و ساعات و زيارت و نماز و اين قبيل امور است كه به طور روزانه، آخر شب يا صبح براى روز قبل، نوشته مىشده است: «الآن كه صبح زده و آفتاب بالا آمده، اين روزنامه را نوشتم.» بدين ترتيب نبايد انتظار داشت كه مانند برخى از سفرنامهها اطلاعاتى در بارۀ شهرها و قريهها به دست دهد. اگر هم داده، خلاف قاعده و تقريباً به ندرت است. با اين حال، چنان نيست كه آنچه آورده بىثمر باشد؛ زيرا در لابلاى آن اطلاعات سودمند نيز وجود دارد. جداى از كليات سفر، شامل مسير و رويدادهاى اصلى، وى به عنوان يك زائر در مكه و مدينه، ما را با جزئيات اعمال حج و زيارت اماكن و جاهايى كه رفته، آشنا مىكند. طبعاً در اين مقدمۀ كوتاه به موارد اندكى مىتوان پرداخت كه از آن جمله اين است:
«الحمد لله، به سلامت اداى فريضه نموده، مشغول تحرير اين روزنامه هستم. قدرى گذشت، به اتفاق حاجى فتوحالملك بازار رفتيم. جناب حاجى سيد على آقا گاوكانى راست آمد. به اتفاق ايشان بيت حضرت خاتمالانبياء - صلوات الله عليه - رفته، محل تولد و محرابى و محل نزول جناب جبرئيل - عليهالسلام - را زيارت نموديم.