92بار در ميان كنار مسجد، مردهوار تا وقت زوال به يك منوال در خواب روند، مگر آن خوشخوان و خوشخوانان بلبل الحان به صوتهاى دلكش و لحنهاى بىغش از نيم شب تا وقت صبح پر انوار 1در بالاى منار اين كلمات را تكرار كنند. . .»
در بخش نظافت و نظافتچيان حرم نبوى هم توضيحات جالبى دارد و پيداست كه همۀ اينها با نظرم و ترتيب و آداب ويژه بوده است؛ به خصوص پيش از حج و در روز 17 ذى قعده در آستان ورود محملهاى مصرى و شامى، نظافت آغاز مىشده است:
«بدان كه كنيس، روفتن حجرۀ شريفه و جاروب كردن مسجد نظيف را گويند و آن در هفدهم شهر ذى القعده منعقد شود. ابتداى آن از دوازدهم شهر شوّال باشد؛ به اين كيف، در دوازدهم شهر مذكور آغوات مزبور كه خدّام حرم پرنورند، در بوستانهاى قبا و نخلستان. . . جمع آيند و اسباب جشن بىحدّ و قياس و مهمّات عيش گرد آرند و در آن نخلستان صحبت دارند و آن روز را به شوق و ذوق و طرب گذرانند و شاخههاى خرما از نخلهاى خرما آنجا برند كه آن را جريد گويند و بعد از نماز عصر. . . اسبان بادپاى دونده سوار شوند و نيزههاى بلند بر كتف نهند، به نقاره و نفير به جانب قلعۀ مدينه متوجه شوند. چون به موضع بطحان كه ميان مدينه و قبا است آيند، و دو جماعت شوند، به طريق محاربه به جانب يكديگر اسب اندازند و نيزهها را حواله سازند، اسب تازى و چابك سوارى و سلاح شورى آنچه دانند به جاى آرند. بعد از آن قُبَيل شام به مدينۀ سكينۀ نبى كرام - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - با جاه و سلطنت تمام درآيند و هر كدام از خدّام به مقام خود آرام گيرند و بعد از آن، جريدها را كه آوردهاند، از ابتداى بيستم آن شهر در حرم محترم با هم فراهم آرند و جاروب بندند و هر يك از آغوات يك شب و يك روز جشن دلفروز كرده، انواع طعام و فواكه و شيرۀ شربت حاضر كنند، مشايخ عظام و حفاظ شيرين كلام در آن مجمع آيند و مولود گويند و نعت نبى - صلّى الله عليه [و آله] و سلّم - خوانند. هر يك از خدّام را از اين طريق طعام نوبت رسد و در شب نوبت خود، به تعصّب يكديگر، خانه و گذر خود را از يكديگر بهتر چراغان كنند. لعبها و طربها نمايند تا مدت دوازدهم ماه ذى القعده، اين صحبت به طريق نوبت منعقده باشد، و جاروب چه مقدار كه قصد كردهاند بسته شود و آن جاروبها را به انواع تكلّف و زيب بندند. دور دشنۀ او پرچمهاى مخمل و قماش. . . اطلس زربفت و. . . طلا و نقره در هم بريده كار فرمايند، به مبلغهاى گران به زائران