246گفته مىشود گفتار امام هشتم (ع) بيشتر در سه سال آخر عمرش در طوس به بركت مناظره صادر گرديده است.
توجه به مباحثه، مناظره و نقادى در مكتب تشيع، باعث به وجود آمدن فرهنگ تحقيق به گونۀ مضاعف در حوزههاى علمى و دينى شيعه گرديد؛ به گونهاى كه از عصر تشكل شيعه تاكنون دانشجويان علوم دينى هيچگاه تسليم مدعاى اساتيد به صورت يك سويه و بدون چون و چرا نشده و نمىشوند، حتى در محضر گرامىترين اساتيد با مراعات ادب و اخلاق، شاگردان از نقد و اشكال نمودن دريغ نمىداشتند و اين همآوردى و مناظره و مباحثۀ دينى را بىادبى و بىحرمتى به استاد تلقى نمىكردند؛ چرا كه از سلف صالح آموخته بودند كه «حياة العلم بالردّ و النقد» اهميت هر مدرس و استاد در اين مكتب، بستگى به وجود شاگردان نقاد و مناظرهگر دارد؛ چرا كه بدون اشكال و پاسخ و تقرير و نقد و مناقشه بر متون تقريرات و مشاوره و مناظره با اساتيد و هم مباحثهها علاقۀ جمعى و روح تحقيق بيدار نمىشود.
3. مناظره در ميان مسلمانان
با ظهور اسلام، مناظره مفهوم تازهاى پيدا كرد. جلسات مناظره به شكلهاى مختلفى ترتيب داده مىشد. در مجالس مناظراتى كه متكلمان بغداد تشكيل مىدادند، حاضران در بيان اعتقادات آزاد بودند، در صورتيكه به عقايد و آراى ديگران اهانتى روا نمىداشتند. بر اساس همين تفكر اسلامى بود كه ملحدان زمان امام صادق (ع) آزادانه در اصول عقايد به مناظره مىپرداختند و پاسخ مناسب را دريافت مىكردند. كتاب «توحيد مفضل» در اين راستا نوشته شده است:
«مفضل بن عمر در مسجد مدينه نشسته بود، شنيد كه ابن ابى العوجاء با يكى از اصحابش كلمات كفرآميزى را مطرح مىكنند. مفضل به مجرد شنيدن، فرياد زد و او را كافر و زنديق خطاب كرد. ابن ابى العوجاء گفت: اگر اهل كلامى بيا با هم به مباحثه بپردازيم، اگر مدعاى خود را با دليل اثبات كردى مىپذيريم و اگر اهل كلام نيستى، مرا با تو كارى نيست. اگر از اصحاب جعفر بن محمدى او هرگز با گفتار خشمگينانه و ركيك ما را مورد خطاب و عتاب قرار نداده است. با اينكه سخنانى به مراتب بدتر و زشتتر از ما مىشنيد، ليكن سعۀ صدر و تحملى عجيب از خود نشان مىداد. حقيقتاً او مردى است حكيم و بردبار و عاقل و متين و از دايرۀ رفاقت و مدارا گام بيرون نمىگذارد. او به دلايل ما چنان گوش فرا مىداد، گمان مىكرديم تحت تأثير منطق ما