240به گونهاى اقامه نمايد و طرف مقابل را بدون ايجاد خصومت، خلع سلاح كند.
2. تحصيل يقين و كسب مهارت؛ چرا كه انسان با قدرت مناظره مىتواند براى هر يك از طرفين ايجاب و سلب، مقدماتى فراهم نمايد، سپس صحت و سقم هر كدام را نفى و اثبات نموده، حق را بيرون بياورد.
3. آسان شدن فهم مصادرات؛ 1و آن عبارت است از اصول پذيرفته شدهاى كه فهم آن براى نوآموزان مشكل است؛ مانند اصول موضوعه و متعارفه كه در منطق و رياضيات و ساير فنون مطرح مىباشد. از اينرو، با مقدمات جدلى و مناظرات كلامى، زمينۀ تصديق و فهم آنها فراهم مىشود. بدون اينكه نوآموزان توجه به اصول موضوعه و مصادرات داشته باشند.
4. روحيه غلبه جويى بسيارى از افراد؛ مبلغان براى خدا مىخواهند بر معاندين و يا شكاكها چيره شوند؛ از اينرو، بايد با قواعد مناظره، جدل و سفسطه آشنا باشند و اگر مجلس ايجاب كرد در صورت لزوم با دو پهلو سخن گفتن و مبهم گويى و يا با دليل روشن بر خصم چيره شوند و به اصطلاح، آنان را با طرح سؤالات و شبهات، مبهوت سازند؛ چنان كه خواهيم دانست كه قرآن نيز چنين جدالى را تأييد كرده است؛ «فَبُهِتَ اَلَّذِي كَفَرَ» . 2
5. نوآموزان پيش از رسيدن به مرحلهاى كه بتوانند براى هر مدعايى برهان اقامه كنند، نيازمند استفاده از شيوههاى غير برهانى مىباشند تا ذهنشان ورزيده و خلاق و فكرشان براى اقامۀ برهان نيرومند و آماده گردد و بر معلومات و سرعت انتقال آنان، افزوده شود. پس نخست بايد شيوههاى مغالطه، سفسطه، مناظره و جدل را بياموزند.
6. مبلغان جوان در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات و گفتگوى تمدنها لازم است با شيوههاى مناظره آشنا شوند؛ چرا كه ممكن است در برابر هجوم سفسطههاى جديد و قديم مخالفان قرار گيرند. اگر با قواعد اين فنون از طريق نوشتارى و كتاب جامعى آشنا نباشند بسا امكان دارد تحت تأثير مقالات باطل قرار گيرند و در عقايد خود متزلزل شوند؛ چنان كه در زندان ستمشاهى گروهى از طلاب جوان و مبتدى تحت تأثير سفسطههاى منافقين واقع شده و برخى از آنان از روحانيت جدا شدند. 3مبلغ بايد با دشمن فرضى و ساختگى به بحث و گفت وگو پرداخته و او را محكوم سازد.
مرحوم محقق داماد مىفرمود: يكى از شاگردانم مىگفت: من هر كتابى را كه مىخوانم فكر مىكنم حق با نويسنده است. به او گفتم هنوز مجتهد نشده اى. آدمى بايد در هر زمينهاى نقّاد و موشكاف باشد تا حق و باطل را از هم جدا سازد. شهيد مطهرى همواره سفارش مىكردند: مطالعه كردن موضوعى و جمع آورى نظريات، خصلت نقادى را در انسان بارور مىسازد. مطالعات متفرق، ذهن