148فاى مفتوحه و به سكون ضاد معجمه، به معنى وضوح و ظهور، چنانچه در قاموس گفته كه فضح الصبح؛ أي ظهر و بدأ و ابتدأ.
مولانا على مىفرمايند كه به جهت ضياى او و به جهت آنكه در مشرق شمس واقع شده است او را مسجد شمس گويند و الاّ آنكه مشهور است كه رد آفتاب در آنجا شده است اصلى ندارد نزد محدّثين، و مولانا رحمت الله نيز فرموده: لا وجه له؛ و آنكه ردّ شمس واقع شده است در راه خيبر است. 1اما طول مسجد شمس يازده گز و عرضش نيز يازده گز است.
«مسجد مشربه» در عوالى است. آن را مسجد ابراهيم گويند؛ زيرا كه ابراهيم ابن نبى - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - در آنجا تولد كرده. مشربه به معنى موضع است يا به معنى محلّ شرب؛ و عوالى، قريهاى است از قراء مدينۀ منوّره در جانب جنوبى نخلستان عالى در عوالى و حوضهاى مالامال و عمارات متعالى دارد و انگور خوب شيرين و خرماى مرغوب رنگين در آنجا و در قبا بى حد و بىبهاست، قدر آن مىنشناسى به خدا تا نچشى.
اما طول مسجد مشربه چهارده و عرضش يازده گز است.
«مسجد بنى قريظه» ، 2قريظه اسم قبيله است از يهودان در انتهاى عوالى است. طول او چهل و چهار گز است و عرضش نيز همچنان. آن مسجد مثل قبا بوده در وسعت و رواقها و طاقها داشته و مناره در او بوده. در اين ولا ويران بوده الاً حايطى و محرابى بس خاك شفا آن موضع است قريب به مسجد شمس و آن موضع را صعيب نامند به فتح صاد مهمله و عين مهمله و سكون ياى تحتانيه، و بعده موحده؛ ويقولون في الافواه صهيب، بالهاء، مكان العين و هو غلط و اصله بالعين. خلق از آن خاك پاى -بقول أن قائل: لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الْأَفْلَاكَ - تبركاً گرفته، شهر به شهر مىبرند. نقل است كه وقتى كه از غزوه اى به مدينۀ منوّره مىآمدهاند، مجروح بسيار در آن لشكر جرّار همراه رسول مختار - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - از صغار و كبار پياده و سواره بود؛ چون به آن موضع رسيدند، فرمودند كه مجروحان از خاك اين مكان بر زخمهاى خود پاشند؛ همچنان كردند؛ دفعتا نيك شدند و شفا يافتند. اليوم نيز از آن خاك برند و بر هر زخمى كه نهند بِه شود و بر هر مرضى كه دهند شفا يابد و به هر دوايى كه همراه سازند مفيد آيد.
در حديث وارد است كه خاك مدينه منوّره شفاست و يكى از اسماء مدينۀ منوّره شافيه است. و گفتهاند كه تعليق اسماء مدينه بر محموم، موجب عافيت او است از حمى او. نيز آمده است كه مدينه منوّره. . . 3ذنوب مىكند؛ بس او شفا و دعا بوده باشد ذنوب و بلاى گناه را. در اخبار حسينيه كه ترجمه «خلاصة الوفا» است گفته است كه صعيب، عبارت از بطحان در پايان