140«مسجد رأس» آن موضعى است كه حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - در زمان شدت حرب، به جهت آسايش، ساعتى آنجا در سايۀ سنگ نشستهاند و بر سنگ آن كوه پرشكوه سر مبارك ايشان از ضيق مكان رسيده و نقش سر آن سرور - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - بر آن حجر، همچون سكّه بر زر نشسته و آن سنگ بىبها گوهر قيمت بها گشته.
سنگى كه در او نقش سر برگ تو باشد
مخفى نماند كه در كتب تواريخ مدينه و بعضى از رسايل معينه، مسجد رأس و مسجد ثنيه كه اليوم موجود است مذكور نيست و آنچه در اينجا نوشته شده مسموع است از افواه است.
«مسجد صرعه» آن موضعى است كه در كنار جبل كه در قبلۀ قبّۀ سيدنا حمزه است - رضى الله تعالى عنه - گويند سيدنا حمزه - رضى الله تعالى عنه - از آنجا به مقابله درآمده آن را مسجد ركن جبل نيز گويند و آن جبل را عينين گويند و در روز محاربه تيراندازان لشكر اسلام در آن كوه مىبودهاند و آن را جبل رمات 1نيز گويند.
«مسجد وادى» آن قريب به مسجد مذكور است و آن موضعى است كه سيدنا امير حمزه - رضى الله تعالى عنه - آنجا به درجۀ شهادت رسيدهاند. و اوّل نعش مباركش را آنجا گذاشتند، بعد از آن به امر حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - از آن مكان انتقال به مكانى كه الحال در آن است و قريب آن مكان است، دفن كردند - رضى الله تعالى عنه -.
نقل است كه چون جسد مبارك سيدنا حضرت امير حمزه را از آن جا بيرون آورده خواستهاند كه به جانب بقيع برند، جبل احُد به آن عظمت در حركت آمده است. حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - فرمودهاند كه عمّ مرا اينجا گذاريد كه اگر او را به بقيع بريد، كوه احد همراه او مىرود و مدينه گنجايش او ندارد، ناچار در آن جوار گذاشتهاند.
«مسجد ورعه 2[الدرع]» ؛ آن در ميانه راه احد است از مدينه. گويند - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - در آنجا نشسته و سلاح حرب آماده كرده، شجاعان را زره پوشانيده اند. دعا در آنجا مستجاب است.
«متّكا» ؛ آن سنگى است بزرگ در ميان راه، قريب به مسجد مذكور از جانب احد. گويند حضرت - صلّى الله عليه [وآله] و سلّم - در آن سنگ تكيه كردهاند و استراحت نموده، از آن جسته در كِزدان سنگ ديوارى كشيده و محرابى گذاشتهاند تا زائرين آنجا نماز گزارند و دعا