120اندكى هم در بارۀ سيرك حيوانات آورده كه در هر حال پديدۀ جالبى براى وى بوده است. بعدها نيز وقتى گزارش از شهرهاى پاريس و غيره مىدهد، اين بخش براى او جالب و فوق العاده است. بخش قابل توجهى از كتاب، در استانبول و بعدها اروپا، شرحى است كه او از سيرك حيوانات و آدمها و شعبده بازى و نيز پاركها و تفريحگاهها مىدهد.
شركت در مراسم رقص هم فراوان است با اين قيد كه حملاتى هم به اخلاقيات آنها دارد؛ «اما بال، هر كس بال را ببيند، جلالت و قدر مذهبمان را خوب خواهد فهميد. تفصيل آن را براى اطلاع اشخاصى كه نديدهاند مىنويسم تا فضاحت و قباحت اين كار و محاسن مستورى نسوان مسلمانان مثل آفتاب روشن شود.»
در اينجا ممكن است پرسشى پيش آيد و آن اينكه: چرا نويسندهاى كه به حج مىرود، در مجالس رقص شركت مىكند؟ او در اين باره پاسخ مىدهد: «اين چند ورق را در ظاهر به مزخرفات تسويد نمودم و شايد مورد ملامت و ايراد بعضى شوم كه من مكه معظّمه مىرفتم، در اين گونه مجالس چه مىكردم و چرا اينها را تعليم آوردم. پس لازم است اوّل بگويم چرا ساعتى، خود را معطّل اين مزخرفات كرده. . .» در بارۀ تئاتر كه به دليل آموزندگى آن، در آنها شركت مىكرده است. در بارۀ شعبدهبازى هم براى اينكه نشان دهد كارهايىكه برخى افراد مريد باز نشان داده و افراد سادهلوح را فريب مىدهند اساسى ندارد. در اين باره نمونههايى را هم مثال مىزند و از اينكه بازار درويشى در ايران داغ است، گلايه دارد.
با همۀ اين توضيحات، براى رفتن به مجالس رقص و اينكه «حكايت بال براى فهماندن خوبى مذهب اسلام بود و اما اينكه چرا به اين مجالس مىرفتم، اوّلا ديدن هر چيز از نديدن بهتر كه در دنيا حُسن و قبح را انسان به ديدن مىفهمد. ثانياً اغلب اينها را در فرنگ بعد از مراجعت از مكه ديدهام.» بنابراين، پيش از سفر مكه نبوده كه اشكال بر ايشان وارد باشد! اميدش آن است كه پس از بازگشت از سفر فرنگ هم «بر همان اعتقاد و مذهب بر گردم كه از اوّل بوده و هستم» باشم.
نكات تازه در سفر مصر تا بندر ينبع
وى پس از ديدار استانبول، عازم اسكندريه و قاهره مىشود تا آنجا را نيز ببيند و