165كمتر هستند. شيعيان مدينۀ منوره به 24 تا 26 هزار تن مىرسند و البته بيشتر و كمتر نيز گفتهاند.
* وضعيت فعاليتهاى دينى و حوزههاى علميۀ تشيّع در اين مناطق چگونه است؟
پيشتر در قطيف و احسا حوزۀ علميه وجود داشت و پيش از تمركز يافتن مرجعيت شيعى در نجف اشرف و سپس در قم، مراجع تقليد آن سامان، همگى اهل همان منطقه و بومى بودند. در احسا مراجعى بزرگ حضور داشتند و «شيخ احمد زينالدين احسائى» و «ابن ابى جمهور احسائى» از آن جمله بودند. پس از آنان، شمار ديگرى از عالمان، مانند: «شيخ لويمى» و بسيارى ديگر از آن سرزمين برخاستند. عالمانى همچون: «حبيب بن قرين» ، «شيخ موسى اوخمسين» و تعدادى ديگر، جزو آخرين مراجع تقليد آن سامان به شمار مىرفتند.
در قطيف نيز حوزۀ علميه و مراجعى وجود داشتند، از جمله: شيخ ابراهيم قطيفى كه معاصر محقق كركى بود و ميان او و كركى مناقشۀ علمى رخ داد. پس از او نيز عالمان و فقيهانى به عنوان مرجع تقليد مردم در اين منطقه حضور داشتند كه «شيخ على ابو الحسن الخنيزى» ، «شيخ على ابو عبد الكريم الخنيزى» و «سيد ماجد العوامى» از آخرين افراد اين طبقه بودند. در سدۀ چهاردهم هجرى قمرى، شمار عالمان و حوزههاى علميۀ آن كاهش يافت، نقش دانش محدود شد كه تأثير وضعيت سياسى را در اين مورد نبايد ناديده گرفت. در پى اين جريانات، شمار مردم اين منطقه هم كاهش پيدا كرد؛ زيرا آنها براى تقليد و فراگيرى احكام دينى به مراجع خارج از محدودۀ جغرافيايى خود نياز پيدا كردند و برهمين اساس، به مراجع تقليد نجف اشرف و شهر مقدس قم روى آوردند. البته اين رويكرد به شيعيان مناطق ياد شده محدود نبود، بلكه شيعيان سراسر گيتى به اين دو محور؛ يعنى نجف و قم روى آوردند و مرجع تقليدشان را در اين مراكز جست و جو كردند.
قطيف و احسا، شهرها و روستاهاى فراوانى دارد. بيشتر روستاهاى احسا شيعهنشين است و در برخى از روستاها برادران اهل سنت نيز حضور دارند، اما همانطور كه اشاره شد، بيشتر ساكنان روستاهاى احسا شيعه هستند.