158اين آيه در مقام مدح انصار است. مراد از «الدار» مدينه و ايمان، همان اسلام و قرآن و رسالت پيامبر خدا است.
آرى، نسب آيت الله العمرى از چنين خاندانى است. اين سلسله ادامه يافته و با تشيع و محبت اهل بيت درآميخته است. تشيع در مدينه ريشهدار است، البته در برخى مقاطع تاريخى، شيعيان مدينه در تنگنا قرار گرفته و كشته شدهاند، اما با اين حال توانستند اسلام اصيل را زنده نگه دارند و پرچمدار تفكر شيعى گردند.
آنها هيچگاه به خواست خود از مدينه خارج نشدهاند؛ همچنان كه اهل بيت، از جمله امام رضا و امام موسى كاظم (عليهما السلام) به اختيار خود آنجا را ترك نكردند؛ زيرا مدينه، شهر جدشان بود و خدا اين شهر را براى پيامبرش برگزيد و خانۀ او و اهل بيتش قرار داد. شيعى و سنى نقل كردهاند كه پيامبر هنگام خروج از مكه و حركت به سوى مدينه فرمود:
«اللهُمَّ إِنَّهُمْ أَخْرَجُونِي مِنْ أَحَبِّ الْبِقَاعِ إِلَي، فَأَسْكِنِّي أَحَبَّ الْبِقَاعِ إِلَيكَ» .
«اللَّهُمَّ اجْعَلْ بِالْمَدِينَة ضِعْفَىْ مَا بِمَكَّةَ مِنَ الْبَرَكَةِ» .
به خلاف بنو اميه كه اين شهر را «خبيثه» ناميدند، پيامبر بر آن «طيبه» نام نهاد. نقل شده كه مردى از مدينه به شام، نزد وليد بن عبدالملك رفت. وليد پرسيد: «از كجايى؟» مرد پاسخ داد: «از طيبه» . ناراحت شد و گفت: «بگو خبيثه!»
مدينه شهرى پاك شده و شأنش رفيع است و چه بسا شريفترين مكان دركرۀ زمين باشد؛ زيرا «شرف المكان بشرف المكين» و پيامبر اعظم (ص) از همۀ موجودات، حتى از كعبه برتر و بالاتر است؛ زيرا حرمت مؤمن از حرمت كعبه بالاتر است، چه رسد به پيامبر (ص) كه «سيد الكائنات» مىباشد.
آرى، تشيع در مدينه آغاز شد و استمرار يافت، گرچه در برخى مقاطع فشارهايى بود كه در نتيجۀ آن، اهل بيت (عليهم السلام) به عراق و ايران پناهنده شدند، اما به هر حال تشيع و اتباع اهل بيت (عليهم السلام) در مدينه استمرار يافتند. شيعيان مدينه، فشارها و ظلمهاى سلاطين را تحمل كردند تا اين كه الحمد لله به امروز رسيدهاند. خانوادۀ عمرى از جمله كسانى هستند كه موفق شدهاند از شيعه حمايت كنند و راه آن را ادامه دهند. پدر آيت الله العمرى، از علما و وكيل و نمايندۀ آيت الله العظمى سيد ابو الحسن اصفهانى در نجف بوده. جد ايشان،