102مانند آنان، حذف و سلب شده است و همگان به عنوان انسان در اين اجتماع حضور مىيابند. در حقيقت آن چه ملاك حضور در حج است؛ «ناس» يعنى مردم است. اين ناس و مردم؛ يعنى حضور انسانيت، بىهيچ تفاوت اعتبارى كه برخى براى خود در نظر گرفتهاند. اين گونه است كه مردم با يكسان بودن انسانها آگاه مىشوند و در مىيابند كه هيچ تفاوتى ميان انسان با انسان ديگرى جز به تقوا؛ يعنى دورى از پلشتىها و زشتىها نيست. بنابراين، انسان در اين كارگاه در مىيابد كه برخى به ظلم و جور و ستم براى خود امتيازاتى را وضع و جعل كرده و حقوق ايشان را ضايع و تباه نمودهاند.
از سوى ديگر، تأكيد خداوند بر «ناس» در آياتى چون 97 و 199 سورۀ بقره و آيۀ 97 سورۀ مائده نشان مىدهد كه در حج، تنها بىامتيازى مردمان مهم است. براين اساس، خانۀ خدا، خانهاى براى مردم و تودههاى آن دانسته مىشود و اعمال حج، شيوۀ عملى براى قيام عمومى و تودهاى است كه در يك مسير ويك هدف واحد حركت كنند و همچون سيل، هرگونه ظلم و بىعدالتى را از ميان ببرند و قسط و عدالت مشهود خويش را از ديگران مطالبه كنند.
4. تأثير بر افكار عمومى
حج افكار عمومى را متحوّل مىكند و مردمان را از توانايىهاى ذاتى و فرصتهاى برابر براى دستيابى به كمالات، آگاه مىسازد و در يك نمايش عمومى نشان مىدهد كه چگونه دستهاى خالى و بىسلاح مىتواند هر چيزى را دگرگون سازد و حقوق ايشان را به آنان بازگرداند.
تودههاى مردم در حج و در كنار خانۀ مردم (كه همان خانۀ خدا است) با لزوم همكارى و تعاون و همدلى آشنا مىشوند و مىيابند كه چگونه از اموال دنيوى؛ مانند گوشت قربانى به يكديگر كمك كنند و در تغذيه يكديگر نقش داشته باشند. 1
تكبير گويى همزمان و آموزشهاى دقيق آن، موجب مىشود كه صدا و فرياد