84اين ادله كه اكثر آنها استنتاجات شخصى است و مهمترين آن روايت ابوالقاسم كوفى غالى در برابر شيخ مفيد و صدوق و شهرت عظيم و تواتر معنوى اخبار در اين زمينه است، پايه و اساس نظريۀ علامه سيد جعفر مرتضى را تشكيل ميدهد كه ميتوانيد به كتاب «بنات النبى (ص) و سلم أم ربائبه» مراجعه كنيد.
آيا چنين مطلبى ميتواند يك مطلب علمى و تحقيقى متين محسوب شود؟ و آيا اصلاً اين راه ما را به نتيجه مطلوب ميرساند؟
در اينجا سؤال جدى از تمام كسانى كه با اين مباحث، استحكام و متانت محققين شيعه را در امور ديگر زير سؤال ميبرند اين است كه:
1. از چه زمانى ارتباطات نسبى و سببى صِرف، بدون در نظر گرفتن صحت اعتقادات و اخلاقيات افراد، موجب تفاخر و ارزش بوده كه ما بخواهيم با سلب و يا اثبات آن براى كسى يا كسانى منقبت و يا مذمت بگوييم.
2. آيا كسانى كه از جهت اعتقادى، افرادى غير قابل قبول بوده ا ند، اگر حتى با دختران پيامبر ازدواج كنند، براى آنان فضيلت محسوب ميشود؟ كه ما بخواهيم با سلب نسب از دختران رسول الله بگوييم فلان فرد يا افراد عِدل على (ع) نيستند؟ ! اگر ما اين را فضيلت بدانيم، پس ازدواج پيامبر با برخى از همسرانش - كه در قرآن مورد مذمت قرار گرفتهاند - بايد فضيلت براى آن زنان و پدرانشان باشد. آيا كار ما در اين زمينه تثبيت سخنان مخالفين در اين فضيلت تراشيها نيست. اگر ما گفتيم عثمان يا ابوالعاص داماد پيامبر نيستند، ميتوانيم بگوييم پيامبر داماد فلان و فلان نيست؟ ! اگر اين سخنان را بپذيريم بايد زنان حضرات لوط و نوح پيامبر و امام مجتبى و امام جواد (عليهم السلام) و يا فرعون از همسرياش با آسيه از اين ارتباطات سببى چيزى عايدشان شود.
آيا ما اگر ازدواج فلان كسان را با دختران پيامبر، با سلب ولادت آن دختران از پيامبرخدا منكر شويم توانستهايم مشكلى را حل كنيم؟ و از مقام و افضليت على (ع) و فاطمه زهرا (عليهما السلام) دفاع كردهايم؟
قرآن كريم به ما ميگويد: وقتى اعتقادات شخصى صحيح نباشد و ايمان به خدا و رسولش در هر زمان نباشد و يا نفاق و دودلى وجود داشته باشد، حتى ارتباطات نسبى فايدهاى ندارد، چه رسد به