83همان نكاح سابق بار ديگر بين آنها را جمع نمود و به زندگى ادامه دادند.
حال بايد به تالى فاسد قول بلاذرى - كه دليل اصلى آقاى طائى است - توجه بيشتر كرد و آن اينكه پيامبر نه تنها قبل از اسلام بلكه بعد از اسلام و هجرت، خواهر و برادر را به زوجيت هم درآورده و آن تزويج را ابقا نمود!
با اين بيان، بطلان دليل اصلى اين نظريه روشن و واضح گرديد و جالب اين كه ادعاى باكره بودن حضرت خديجه، همين سخن بلاذرى است!
علامه سيد جعفر مرتضى شايد به اين تالى فاسد توجه داشته ولى آن را آشكار نكرده است. سرمايۀ اصلى ادعايش در ربيبه بودن خواهران فاطمه (عليهما السلام) ، سخن ابوالقاسم كوفى در الأستغاثه است و جالب اينكه وقتى ميان قول شيخ مفيد و ابوالقاسم كوفى قرار ميگيرد، سخن ابوالقاسم كوفى را بر سخن شيخ مفيد ترجيح ميدهد، در حالى كه ابوالقاسم كوفى در كتب رجالى متهم به غلو است.
جدا از اين مطلب، وقتى وى وارد ادله ميشود، ميبينيم كه ذهنيت خود را بر تاريخ عرضه و تحميل ميكند و از ميان روايات متعدد و مشهور كه از نظر مفهوم در حد تواتر قطعى است، ادلهاى كه با ذهنيت خود سازگار است را با نتيجهگيريهاى لازم و ملايم با راى خود كه نه تنها ترجيح بلامرجّح است بلكه مرجوح است را قبول ميكند و به آن استدلال مينمايد.
براى مثال: اين مسأله را قطعى ميداند كه همۀ دختران پيامبر بعد از بعثت به دنيا آمدهاند تا قائل به دروغ بودن ازدواج دختران مذكور با فرزندان ابولهب شود!
اينكه همۀ دختران (فرزندان) پيامبر بعد از بعثت به دنيا آمدهاند، تازه اول كلام است و دليل قوى مى خواهد وكسى چنين دليلى ندارد.
وى براى اثبات اين سخن، زمان ازدواج حضرت خديجه با پيامبر را سه سال قبل از بعثت ميداند و روايات متعدد ديگر را نميپذيرد. كسانى كه به اين نظريه معتقد ا ند، دليل واضح و محكمى براى اين قول ندارند و همچنين نتايج بيپايه و اساسى را رديف كرده ا ند؛ مانند: نبودنِ نام امّكلثوم در ميان زنان معروف مهاجر، عدم دفاع عبدالله بن عمر از عثمان به عنوان داماد پيامبر، پرداختن به اين روايت كه پيامبر به على (ع) فرمودند پدر زنى به تو داده شده كه به من داده نشده و نيز قبلش ميفرمايد: سه چيز به تو داده شده كه به هيچ كس داده نشده و. . . كه اين مطلب اخير در حقيقت اشاره به فضايل على (ع) و در مقام نفى و يا اثبات براى ديگران نيست.