159يعنى با بودن علت، معلول هست و با نبودنش نيست و به عكس، اگر معلولى نبود دليل بر آن است كه علت تامهاش موجود نيست و الاّ با بودن علّت تامه محال است معلول نباشد.
ه) امتناع اجتماع فاعل و قابل در شى واحد: به گزارش علامۀ حلّى، متكلّمان پيشين بر اين عقيده بودهاند كه شىء واحد نمى تواند از همان جهت كه قابل است فاعل هم باشد. 1خواجه نصير در اينباره مينويسد: «و القبول و الفعل، متنافيان - مع اتّحاد النّسبة - لتنافى لازميهما» 2پذيرش اثر و ايجاد اثر از جهت واحد با هم تنافى دارند. پس با هم جمع نميشوند، چون لازمۀ قبول امكان و لازمۀ فعل وجوب است، وجوب و امكان از جهت واحد با هم جمع نميشوند.
3 - 6. متقدم و متأخر: دو مفهوم تقدم و تأخر، وسبق و لحوق؛ مانند مفاهيم علت و معلول از مفاهيم نسبى و از معقولات ثانى فلسفى هستند؛ يعنى ذهن از چگونگى وجود اشيا خارج و نسبت واقعى بين آنها اين مفاهيم را انتزاع و بر آنها حمل ميكند. در حكمت اسلامى تاكنون نه قسم تقدم و تأخر استقصا شده است؛ 3اما در كلام بيشتر بر تقدّم و تأخر به عليت، به طبع، به زمان، به رتبه (حسى يا عقلى) ، يا به شرف و به ذات بحث شده است؛ چنانكه خواجه نصير مينويسد:
«و السّبق و مقابلاه إمّا بالعلّيّة أو بالطّبع أو بالزّمان أو بالرّتبة الحسّيّة أو العقليّة أو بالشّرف أو بالذّات و الحصر استقرائي»
4
«تقدم و سبق (پيش بودن) و دو مقابلش (تأخر و معيت) ، يا به علّيت است يا به طبع يا زمان يا رتبۀ حسى يا رتبۀ عقلى يا به شرف يا به ذات است و اين حصر استقرائى است. تقدم بالعليه مانند تقدم علّت تامه بر معلول و بالطبع، تقدم علت ناقصه بر معلول، به زمان مانند تقدم پيامبر (ص) بر اميرمؤمنان على (ع) ، به رتبۀ حسى مانند تقدّم امام بر مأموم در نماز جماعت؛ عقلى مانند تقدّم جنس بر نوع؛ به شرف مانند تقدّم عالم بر جاهل و بالذات مانند تقدّم اجزاى ماهيت بر ماهيت.»
حدوث و قدم: از زير مجموعههاى بحث تقدم و تأخر و يكى از مباحث مهم هستيشناسى و جهانشناسى، بحث حدوث و قدم يا حادث و قديم است و آنچه كه محل نزاع غالب متكلمان با حكيمان است، حدوث يا قدم عالم است. از نظر متكلمان، جهان حادث زمانى است و قديم بودن اختصاص به خداى تعالى دارد؛ چنانكه ابراهيم بن نوبخت مينويسد: «و الموجود إمّا أن يكون لا أوّل له و هو القديم، أو يكون و هو الحادث» ؛ 5«موجود يا آغازى در پيدايش ندارد و قديم است يا آغازى در پيدايش دارد و حادث است.» اما خواجه نصير طوسى، حدوث و قدم را دو نوع ميداند. وى مينويسد: «و الموجود إن أخذ غير مسبوق بالغير أو بالعدم فقديم، و إلّا فحادث» ؛ 6«هر موجودى مسبوق به غير يا مسبوق به عدم نباشد، قديم و اگر چنين باشد حادث است.»