85است كه ماوراءالنهريان به وى علاقۀ وافر دارند. همينطور از قبر عبدالعزيز اشترخانى كه از سلاطين ماوراءالنهر بوده و از راه ايران در زمان شاه سليمان به حج رفته، آگاهى هايى ارائه كرده است. عجيب اينكه از قبور چهار امام ياد نكرده و آنچه را هم مربوط به قبر امام صادق (ع) نوشته، به احتمال زياد مقصودش قبر اسماعيل فرزند امام صادق (ع) بوده است؛ زيرا اشارها ش به قبرى در بيرون بقيع است.
وصفى هم از مسجد النبىص داده كه البته مفصل نيست اما به هر حال نكاتى دارد. جالب است كه مىنويسد: بخشى از مسجد اصلى، توسط امام على (ع) توسعه يافته كه اين نكته در تواريخ نيامده است؛ «يك قطعۀ او مسجد حضرت عثمان است - رضى الله عنه - جنابشان ثانى خريده همراه كرده باشند. يك مسجد طولانى است كه از جانب باب السلام در آيند، اول بار داخل مىشوند. اين مسجد را حضرت شيردرگاه بنا كرده باشند. ميانۀ مسجد حضرت على - كرم الله و جهه - و مسجد مبارك يك پنجرۀ دراز است.» وصفى هم از مرقد رسول و شيخين كه در كنار آن است، بيان كرده است.
از مدينه تا مكه، دوازده منزل است و تنها از رابغ محل محرم شدن ياد كرده است. در اينجا به تفصيل براى حج و احكام فقهى آن سخن مىگويد كه متناسب با فقه اهل سنت است. از عرفات و مشعر و منا هم ياد كرده و گهگاه خطاهايى هم دارد؛ چنان كه مسجد عرفات را خَيف ناميده، در حالى كه «نمره» درست آن است و خيف در منا است. وى در بارۀ مراسم اهل سنت در بالاى كوه عرفات هم ياد كرده است. در بارۀ برخى از اماكن زيارتى مكه هم در منا يا مكه ياد كرده است. پس از حج است كه به تدريج حجاج مصرى و شام از مكه كوچ كرده، به اوطان خود باز مىگردند.
اشارۀ وى به بازار مكه كه حجاج وسط آن سعى مىكنند، جالب توجه است. وصفى هم از مسجد الحرام دارد كه كلى و بىفايده مىنمايد. اشارتى به مولد پيامبر و حضرت فاطمه و ديگران دارد. رسمى را هم براى آفاقىها؛ يعنى حجاج بيرونى كه به مكه مىآيند بيان مىكند كه «در بالاى كوه ابوقبيس سه گوسفند را پخته گرفته برده مىخورند. اين كردار سنت است؛ چرا كه جناب حضرت رسول الله در بالاى كوه ابوقبيس كلۀ گوسفند را پخته خورده باشند!»
تشبيه وى از كعبه و مسجد الحرام و حرم مكه جالب است كه خداوند اينها را تو در تو گذاشته و «مثل پوست پياز با هم پيچيده است» و همه «اشارت بهسوى اكرام كعبه است؛ يعنى حق تعالى كعبه را به سه لباس پيچانيده است.» دو قبه هم در مسجد الحرام هست كه «در اين مكان قنديلها و ساعتها و جاروبهاى كعبه را مىمانند.»
براى او جالب بوده كه عدهاى زن هم در پشت مقام حنبلى ايستاده نماز به جماعت مىخواندهاند؛